مدیر پروژه نرم افزار

مدیر پروژه نرم افزار

مدیر پروژه نرم‌ افزاری(sofrware progect manager)، رهبری یک تیم از توسعه‌ دهندگان نرم‌ افزار را بر عهده دارد و تضمین می ‌کند که پروژه‌ های نرم‌ افزاری به موقع، با رعایت بودجه و با رضایت ذینفعان به پایان می ‌رسند. وظایف مدیر پروژه برنامه ‌ریزی، اجرا و بسته‌ بندی پروژه، ارتباط با ذینفعان، از جمله مشتریان، مدیریت و اعضای تیم است تا اطمینان حاصل شود همه با هم هماهنگ هستند. مدیر پروژه نرم افزار باید مهارت ‌های رهبری قوی داشته باشد، توانایی مدیریت اولویت‌ ها را داشته باشد و درک عمیقی از روشها و ابزارهای توسعه نرم‌ افزار داشته باشد.  به طور کلی، نقش مدیر پروژه برای تضمین موفقیت پروژه ‌های نرم‌ افزاری بسیار حیاتی است.

وظایف مدیر پروژه نرم افزار

مهمترین وظایف مدیر پروژه در صنایع مختلف عبارتند است از : آغاز پروژه، برنامه ‌ریزی، اجرا، نظارت و پایان. این مسئولیت‌ ها در یکی از مقالات منتشر شده توسط PMI به عنوان “چرخه عمر پنج مرحله ‌ای تحویل پروژه” نام‌ گذاری شده ‌اند.
به طور کلی مدیران پروژه نقش کلیدی در موفقیت و کیفیت پروژه توسعه نرم‌ افزار دارند. آن ها از آغاز تا پایان، بر موفقیت و کیفیت پروژه نظارت می‌ کنند، پیشرفت پروژه را مدیریت می‌ کنند، با نهادها ارتباط برقرار می‌ کنند، ریسک‌ ها را مدیریت می‌ کنند و کیفیت را تضمین می کنند. به عنوان پلی بین تیم‌ های فنی و نهادها، جریان اطلاعات را مدیریت می‌ کنند، به تغییرات پاسخ می‌ دهند و انتظارات مشتری را برآورده می‌ کنند.

نقش ها و مسئولیت های مدیر پروژه

لیست کامل نقش ‌ها و مسئولیت ‌های مدیر پروژه نرم افزار به شرح زیر است:

  1. چگونگی تأثیر نهادها (ذینفعان) بر پروژه را مشخص می کند.
  2. تعیین ترکیب تیم و توافق با مشتری در این زمینه.
  3. برنامه‌ ریزی و ایجاد استراتژی ارتباطی پروژه.
  4. مدیریت اجرای پروژه.
  5. بررسی منظم پیشرفت کاری تیم طبق برنامه و طرح از پیش تعریف ‌شده.
  6. نظارت بر پیشرفت پروژه.
  7. انجام اقدامات لازم در صورت بروز مشکل.
  8. ارائه گزارش‌ ها و اسناد منظم.
  9. پیگیری عملکرد مهندسان.
  10. مدیریت تخصیص منابع.
  11. مدیریت ریسک‌ های پروژه.
  12. استفاده و اجرای استراتژی و استانداردهای QA.

نقش مدیر پروژه در توسعه نرم‌ افزار

نقش مدیر پروژه نرم افزار در مدیریت پروژه‌ های سنتی و چابک ، ممکن است متفاوت باشد.

مدیر پروژه‌ی سنتی، به عنوان فردی منصوب از طرف سازمان مجری پروژه، مسئولیت تحقق اهداف پروژه را بر عهده دارد. این نوع مدیریت پروژه شامل مجموعه‌ای از تکنیک‌های توسعه‌ یافته برای برنامه ‌ریزی، تخمین زمان و کنترل فعالیت‌ها می باشد.

در مقابل، مدیر پروژه‌ ی چابک نیز مسئولیت‌های دیگری را بر عهده دارد. علاوه بر تکمیل کارهای تعریف‌ شده در دامنه‌ ی پروژه، باید با تیم های غیر تولیدی ارتباط برقرار کند و روابط با مشتری/ تامین‌ کننده را مدیریت کند که شامل ارتباط با تیم‌ های مالی، منابع انسانی، بازاریابی و سایر تیم‌ های مرتبط با پروژه می‌ شود.

به طور خلاصه، مدیر پروژه ‌ی سنتی مسئولیت تحقق اهداف پروژه را بر عهده دارد، در حالی که مدیر پروژه‌ی چابک علاوه بر تحقق اهداف ، وظایف ارتباطی و مدیریت روابط را نیز به عهده دارد.

مدیران پروژه معمولاً در فعالیت‌های زیر شرکت می‌ کنند: شناسایی نهادهای مرتبط با پروژه، تعریف دامنه پروژه، تعیین اهداف و مراحل برای دستیابی به اهداف، نظارت و بازبینی دامنه پروژه و غیره.

 اگرچه این وظایف برای هر پروژه توسعه نرم‌ افزار متداول است، اما ممکن است برخی از وظایف در پروژه‌های مختلف تفاوت هایی داشته باشند. به همین دلیل، قبل از شروع  هر پروژه جدید باید نقش‌ها و مسئولیت‌های مدیر پروژه تعریف شود و بر انجام آن ها توافق شود.

انتظارات توسعه‌ دهندگان از مدیر پروژه نرم افزاری

مدیر پروژه دارای مجموعه ‌ای از مهارت‌ ها است، که برخی مهارت‌ ها برای توسعه ‌دهندگان مهم هستند و برخی دیگر برای مشتریان.
بسیاری اوقات، مدیران پروژه و توسعه ‌دهندگان با یکدیگر هم‌ نظر نیستند، زیرا هر دو طرف انتظارات متفاوتی دارند. به عنوان مثال، یک مدیر پروژه برای ارائه نتایج به موقع فشار می‌ آورد، در حالی که مهندسان به دلیل درخواست‌های تغییرات اخیر، نیاز به زمان بیشتری برای توسعه دارند. مدیر پروژه و مشتری، هر دو باید به‌ وضوح درک کنند که توسعه ‌دهندگان چه انتظاراتی از شخص مسئول مدیریت دارند.

در ادامه، نکات حیاتی را باید در نظر داشت:

  1. مدیر پروژه باید اطمینان حاصل کند که توسعه‌ دهندگان، دامنه و نیازمندی‌ های پروژه را به ‌خوبی درک کرده اند.
  2. توسعه ‌دهندگان باید از تمامی تغییرات پروژه مرتبط با دامنه، زمان ‌بندی، تیم و غیره آگاه باشند.
  3. توسعه‌ دهندگان و مشتریان هر دو باید به‌ صورت منظم گزارش‌ های وضعیت پروژه را ببینند تا بفهمند در چه مرحله ای هستند.
  4. مدیران پروژه باید مایل به برقراری ارتباط و ارائه بازخورد به توسعه دهندگان باشند.
  5. مدیران پروژه باید حوزه تخصصی پروژه را مطالعه و درک کنند تا انتظارات مشتری را به ‌طور مؤثرتری مدیریت کنند.

همانطور که می‌ بینید، توسعه‌ دهندگان نیاز به مسئولیت، همدلی و ارتباط منظم از طرف مدیران پروژه دارند. مشتریان نیز همینطور.
یک مدیر پروژه خوب باید به موقع مشتری را نسبت به پیشرفت، توسعه، ریسک ها و مسائل آن، جدول زمانی، حل تعارضات و سایر جنبه های فرآیند توسعه ، آگاه کند و در جریان امور قرار دهد.

انتظارات مشتریان از مدیر پروژه

مدیر پروژه به مشتریان کمک می ‌کند تا جزئیات پروژه را درک کنند، در صورت نیاز اصطلاحات فنی را توضیح می‌ دهد، نحوه پیشرفت پروژه را شرح می‌ دهد و بسیاری از وظایف دیگر را انجام می‌ دهد. با این حال، بسیاری از مشتریان لیست نقش‌ ها و مسئولیت‌ های مدیر پروژه را به شکل متفاوتی تصور می ‌کنند. بنابراین، آگاهی نسبت به انتظارات مشتریان از مدیر پروژه، برای ادامه ارتباط بسیار حیاتی است. به عنوان مثال، در زیر چند مورد از انتظارات مشتریان از مدیران پروژه آمده است:

  1. مدیران پروژه باید به اندازه کافی به سوالات مشتریان پاسخ دهند.
  2. مشتریان می‌ خواهند از پیشرفت پروژه باخبر شوند، بنابراین به جلسات و گزارش‌ های منظم نیاز دارند.
  3. مدیران پروژه باید پلی بین مشتری و تیم مهندسان باشند و دیدگاه و انتظارات مشتری را به تیم منتقل کنند.

ویژگی های مدیر پروژه نرم افزار

مهارت های مدیر پروزه

اگر قصد استخدام یک مدیر پروژه را دارید، حتماً باید درک کنید که یک مدیر پروژه خوب برای شما، تیم شما و ذینفعان پروژه به چه معناست.
به گفته Deborah Bigelow ، برخی از بهترین ویژگی های مدیر پروژه نرم افزار  عبارتند از:

  • دیدگاه صریح و واقع بینانه
  • تفکر استراتژیک ، انضباط کاری و توانایی اتمام صحیح کار
  • مهارت‌های ارتباطی عالی و موثر
  • مهارت حل مساله و تمایل به مقابله با چالش‌ها
  • مهارت های سازمانی و تشکیل تیم
  • انعطاف پذیری و توجه به مسائل مطرح شده از طرف تیم
  • الهام بخش و رهبری درست تیم با ایجاد یک محیط مثبت

به عبارت دیگر، ویژگی های مدیر پروژه نرم افزاری موفق، فقط در مورد مدیریت پیشرفت پروژه، انجام دیدگاه ها در Jira و درک آرتیفکت‌های اجایل نیست. در واقع، یک مدیر پروژه خوب باید توانایی‌ های دیگری  مانند رهبری و انگیزش تیم را داشته باشد. این رهبری شامل تسهیل ارتباط با ذینفعان و تیم‌ ها، تخصیص منابع کافی بر اساس نیازهای پروژه، پیگیری پیشرفت پروژه و اطمینان از کیفیت و تکمیل به موقع پروژه می ‌شود.

اما چگونه می‌ توان فهمید که مدیر پروژه چنین خصوصیاتی را دارد؟
بعضی از شرکت ‌ها پرسش‌ های غیر رسمی از ذینفعان کلیدی پروژه مانند مدیر مهندسی یا مدیر تحویل پروژه می پرسند. بر اساس پاسخ‌ها، ارزیابی می کنند که آیا مدیر پروژه‌ در ایجاد روابط سالم و محیط کاری مثبت مهارت دارد یا خیر.

داشتن یک مدیر پروژه برای تیم شما به این معناست که :

  • همیشه مطمئن هستید که در صورت بروز هر مشکلی با چه کسی تماس بگیرید.
  • دقیقاً می ‌دانید که چه کسانی مسئول اجرای کد نویسی، تست، استقرار و غیره هستند.
  • زمان بندی کار پروژه را دریافت کرده و آن را با پیشرفت واقعی مقایسه می‌ کنید.
  • وقت خود را برای کنترل توسعه دهندگان، سنجش عملکرد ، سرعت و کیفیت تلف نمی کنید.

برای همه ی این موارد، شما یک فرد قابل اعتماد دارید که مسئول تمام نتایج پروژه است – یک مدیر پروژه اختصاصی.

 چالش های توسه نرم افزار بدون مدیر پروژه

تصمیم گیری در مورد استخدام یک مدیر پروژه به مشتری بستگی دارد. با این حال، مشتری باید از چالش ‌هایی که ممکن است پیش آید، آگاه باشد:

عدم پشتیبانی مدیریتی مهندسان

اکنون مشتری باید وقت خود را صرف مطالعه CI/CD کند و یا حتی اصطلاحات خاصی که معمولاً توسط توسعه ‌دهندگان استفاده می ‌شود را یاد بگیرد.

گسترش دامنه پروژه

هنگامی که یک پروژه رشد می ‌کند، به یک کابوس به نام «گسترش دامنه» تبدیل می ‌شود. آیا مشتری می تواند تغییرات درخواستی خود را کنترل کند و مرزهای دامنه را حفظ کند؟ برای حفظ نیازهای پروژه به صورت واضح و پیوسته، باید به ‌صورت منظم نیازهای پروژه بازبینی شود.

انتخاب فناوری نادرست

 اگر یک معمار راه‌ حل/نرم‌ افزار دارید که می‌ تواند شما را در انتخاب یک مجموعه فناوری راهنمایی کند، عالی است. با این حال، ممکن است به طور فوری نیاز به تصمیم ‌گیری در مورد انتخاب فناوری داشته باشید. انتخاب فناوری اشتباه ممکن است هزینه ‌های زیادی برای سازمان شما داشته باشد.

فهرست چالش ‌ها بی‌ پایان است. موارد فوق تنها مهمترین‌ چالش ها هستند. استخدام توسعه ‌دهندگان بدون مدیر پروژه، سرمایه مشتری را حفظ نمی کند. در واقع، اگر مشتری پروژه را رهبری کند، ممکن است مرتکب اشتباه های زیادی شود. علاوه بر این، مدیریت پروژه نیاز به وقت زیادی دارد که می‌تواند بهتر صرف شود.

توصیه‌ هایی برای استخدام مدیر پروژه 

 اگر موفقیت پروژه شما به یک مدیر پروژه وابسته است، بیشتر به چه چیزهایی در انتخاب یک شخص برای مدیریت مهندسان توجه می‌ کنید؟

 در اینجا چند توصیه برای استخدام یک مدیر پروژه خوب داریم:

  1. تجربه تخصص مرتبط با پروژه‌ مورد نظر را داشته باشند.
  2. تجربه مدیریت تیم را داشته باشند.
  3. نسبت به وظایف و مسئولیت‌ های هم ‌تیمی ‌ها دانش کافی داشته باشد و اصطلاحات فنی اصلی را درک کند.
  4. به طور منظم مستندات پروژه مانند گزارش‌ ها و نمودارها را تهیه کند.

پس، چه گزینه‌ای بهتر است : تیمی که توسط اعضای خود تیم، سازماندهی شده است یا تیمی که توسط یک مدیر حرفه ‌ای مدیریت می ‌شود؟ انتخاب بر عهده شماست. ما همیشه توصیه می‌ کنیم که یک مدیر پروژه استخدام کنید تا از هرج و مرج جلوگیری شود و کارها را با موفقیت به پایان برسانید.

 

سوالات متداول

مدیریت پروژه در توسعه نرم افزار یعنی چه؟

در توسعه نرم‌ افزار، مدیریت پروژه به فرآیند استفاده از مجموعه ‌ای خاص از ابزارها، دانش ها و تکنیک ‌ها برای کنترل اجرای پروژه‌ های فناوری اطلاعات اشاره دارد. هدف اصلی از انجام این فعالیت‌ ها، به‌ دست آوردن نتایج موفق و ارزشمند از طریق توسعه یک محصول نرم‌ افزاری با فناوری قدرتمند است. این فرآیند با همکاری  متخصصان زیادی انجام می ‌شود، از جمله مدیران پروژه، مهندسان و معماران نرم ‌افزار، مهندسان تضمین کیفیت، طراحان، تحلیل ‌گران و افراد دیگر. گاهی تیم‌ها نیاز به مشارکت کارشناسان صنایع دارند که در مورد جزئیات یک حوزه خاص اطلاعات زیادی دارند. به عنوان مثال، زمانی که پروژه ‌ای مرتبط با بانکداری توسعه می ‌دهیم، تیم می ‌تواند با کارشناسان بانکداری مشاوره همکاری کند.

نقش مدیر پروژه نرم افزار چیست؟

مدیر پروژه یکی از نقش های مهم در صنعت فناوری اطلاعات است زیرا مدیر پروژه، کل فرآیند را از ابتدا تا انتها هماهنگ می کند. مدیر پروژه نقش فعالی در مذاکره با تمام ذینفعان، برقراری ارتباط  نیازمندی ها با همه اعضای تیم و سازماندهی و نظارت بر روند توسعه دارد. بسته به روش مدیریت پروژه، سطح مسئولیت ها ممکن است متفاوت باشد. در برخی موارد، مدیر پروژه مسئول صدور صورت صورتحساب، گزارش و حل و فصل درگیری ها نیز است.

به طور خلاصه، مدیر پروژه نقش کلیدی در موفقیت پروژه‌ های نرم‌ افزاری دارد و تاثیر مستقیمی بر روی نتیجه نهایی پروژه دارد.

همچنین می توانید با نقش و مسئولیت های معمار راه حل  بیشتر آشنا شوید:

چه کسی معمار راه حل است: نقش و مسئولیت‌ ها 

ماتریس ردیابی چیست؟

ماتریس ردیابی چیست؟

ماتریس ردیابی (traceability matrix) یک روش برنامه ریزی و مدیریت پروژه است که برای نظارت و پیگیری پیشرفت پروژه، تسهیل ارتباط بین اعضای تیم و اهداف پروژه استفاده می شود. ماتریس ردیابی نیازمندی‌ها (RTM) معمولا شامل یک شبکه از وظایف پروژه، سوابق کارها، زمانبندی و وضعیت وظایف، منابع مورد نیاز، وضعیت پیشرفت و موارد دیگر مرتبط با پروژه است. این ماتریس به مدیران پروژه کمک می کند تا روند کار و پیشرفت پروژه را بهتر بفهمند و تصمیم های منطقی و موثرتری را برای مدیریت پروژه اتخاذ کنند.
قابلیت ردیابی نیازمندی ها به شرکت‌ های توسعه نرم‌ افزار کمک می‌ کند تا به استانداردهای بین‌ المللی کیفیت، پایبند باشند و قادر باشند ارتباطات بین نیازمندی‌ های نرم‌ افزار، امنیت، هزینه‌ های مالکیت و بودجه را پیگیری کنند، و در عین حال تمامی ریسک های ممکن را ارزیابی کنند.
در توسعه نرم‌ افزار، ده‌ ها نیازمندی‌ عملکردی و غیرعملکردی باید به درستی تعریف، توصیف و در نهایت به مشتری اطلاع داده شوند. سپس مشتری باید یک سند معماری نرم‌ افزار دریافت کند. اگر این مستندات را نداشته باشید، ممکن است نرم‌ افزاری با کیفیت پایین دریافت کنید.

ماتریس ردیابی الزامات (RTM) یک رویکرد سیستماتیک برای مدیریت و ردیابی نیازمندی‌ ها در طول چرخه توسعه نرم‌ افزار است. ماتریس ردیابی ارتباط‌ هایی بین عناصر مختلف پروژه، مانند نیازمندی‌ ها، اسناد طراحی، موارد تست و کد را برقرار می‌کند و ساختاری واضح و منظم برای ذینفعان پروژه فراهم می‌کند.

ماتریس ردیابی نقش مهمی در تضمین هماهنگی نرم‌ افزار با نیازمندی‌ ها و حفظ کیفیت در طول چرخه پروژه دارند. ماتریس‌ ردیابی به ما کمک می‌ کنند تا از اجرای تست‌ ها تا تحویل نهایی محصول، همواره در مسیر صحیح باشیم.

ماتریس ردیابی نیازمندی‌ها به عنوان پلی بین مدیران پروژه، توسعه‌دهندگان و تست کنندگان عمل می‌کند و تضمین می‌کند که هر نیازمندی به درستی درک شده و با موارد تست یا کد منطبق است. همچنین در ارتباطات مؤثر و آنالیز تأثیر تغییرات نیز نقش مهمی ایفا می‌کند.

به طور خلاصه، ماتریس ردیابی الزامات پروژه در تضمین اجرای نیازمندی‌ ها و ارتباط آن‌ها با موارد دیگر پروژه نقش مهمی دارد و به توسعه‌ دهندگان کمک می‌کند تا تغییرات را به طور دقیق ردیابی کنند و از کیفیت نرم‌ افزار اطمینان حاصل کنند.

اهمیت ماتریس ردیابی

خیلی وقت ها، مدیران ارشد فناوری  (Chief Technology Officer   CTO) به خاطر هزینه های مالی بیش از مقدار مورد انتظار، مواخذه می شوند. هم ‌زمان، با مخاطرات زیادی مواجه هستند، مانند نیاز به استخدام نیروی کار بیشتر، تأخیرها، و از دست دادن کنترل بر کیفیت نرم افزار.
اولین کاری که شرکت‌های توسعه نرم‌افزار انجام می‌دهند، جمع‌آوری نیازمندی‌ های مشتری است. پس از دریافت نیازمندی‌ها توسط تیم، به مرحله توسعه می‌پردازند. با این حال، ممکن است مرحله برنامه‌ ریزی به طور کامل ارزیابی نشده باشد. در طول فرآیند توسعه و تست، اغلب اتفاق می‌افتد که تیم بسیاری از مسائل ضروری را در نظر نگرفته است.

همیشه تفاوتی بین آنچه ما انتظار داشتیم و آنچه دریافت می‌کنیم وجود دارد. چگونه این شکاف را از بین ببریم؟ روش‌های مختلفی برای انجام کارها وجود دارد، اما بر اساس تجربه‌ی ما، ردیابی بهترین عملکرد را دارد.
ردیابی نیازمندی ها یعنی چه؟ تصور کنید نیازمندی‌ها را به تیم داده‌اید. یک تغییر ایجاد می‌کنید، سپس  تغییر دیگری. به عبارت دیگر، ارزیابی زمان و هزینه‌ای که برای اجرای درخواست‌های تغییر لازم است، وظیفه‌ای دشوار می‌شود. نیازمندی‌های مختلف بر کل جریان پروژه و نتایج آن تاثیر می گذارند. برای کاهش تأثیرات مخرب ناشی از تغییرات در نیازمندی‌ها، از یک ماتریس ردیابی استفاده می‌کنیم.

ماتریس ردیابی یک سند است که نیازمندی‌ های کسب ‌و کار، سیستم، امنیت و دیگر نیازمندی‌ها را در طول اجرای پروژه، تست و انتشار، ردیابی می‌ کند. این سند به ارزیابی رابطه بین اجزای مختلف سیستم کمک می‌کند و وضعیت نیازمندی‌ ها را ارزیابی می‌ کند. هدف اصلی از استفاده از ماتریس ردیابی، تأیید این مساله است که نیازمندی‌ها به درستی برآورده شده‌اند یا خیر.

الگوی ماتریس ردیابی

ما به یک ماتریس ردیابی نیاز داریم تا تاثیر یک نیازمندی بر نیازمندی دیگر را درک کنیم. در نهایت، تمام نیازمندی‌ ها به عنوان یک ساختار تفکیک کار (Work Breakdown Structure (WBS)) ارائه می‌شوند. این ساختار تفکیک کار، تمام فعالیت‌های مورد نیاز برای ارائه ارزش کسب‌ و کار مورد انتظار را تعریف می‌کند. ماتریس ردیابی در طول مراحل توسعه و تست با روشن ‌کردن این موضوع که چه چیزی باید تغییر کند و چگونه این تغییرات بر سایر قابلیت‌ها تأثیر می‌ گذارد، کمک می‌کند. هنگامی که تغییر را تست می‌کنیم، می‌فهمیم که چه تبعاتی به همراه دارد.

 در نتیجه می توان ماتریس ردیابی برای کاهش ریسک‌های مالی و کیفیت نرم‌افزار مرتبط با پروژه ضروری است.

ماتریس ردیابی با ردیابی پیامدهای ناشی از هر گونه تغییر اعمال شده در الزامات پروژه، بر عملکرد، ترکیب تیم، مدت زمان و غیره تاثیر می گذارد.

مزایای استفاده از ماتریس ردیابی 

ردیابی نیازمندی ها تاثیر اثرات تصادفی را حذف می کند. هر تغییری را می توان با دقت برنامه ریزی کرد در حالی که هر خطر احتمالی را در نظر می گیرد. در زیر مزایای اصلی ماتریس ردیابی ذکر شده است :

  • پیگیری دستیابی به اهداف 
  • ردیابی پیشرفت پروژه از ابتدا تا تحویل
  • برنامه ‌ریزی و اجرای بهتر تست نرم‌افزار
  • کاهش انجام وظایفی که  در اولویت نیستند
  • دریافت مستندات کافی به صورت منظم
  • ادغام برنامه‌های شخص ثالث به صورت کارآمد
  • تجزیه و تحلیل داده‌ها و پیش ‌بینی دقیق زمان و بودجه مورد نیاز
  • دیدن تمام وابستگی‌ها و توالی‌های اجرای پروژه
  • صرفه‌ جویی در هزینه‌ و زمان و تخصیص آن ها برای فعالیت‌های اصلی کسب ‌و کار
  • دریافت گزارش‌ های شفاف در مورد موارد استفاده از بودجه
  • دستیابی به محصول نهایی با کیفیت بالا
  • در نظر گرفتن و کاهش بسیاری از ریسک‌های احتمالی

 

    انواع ماتریس  ردیابی نیازمندی ها

    1. ردیابی به جلو (Forward Traceability):
      • در این نوع ماتریس، ما نیازمندی‌های پروژه را با موارد تست مرتبط می‌کنیم.
      • هدف از این کار اطمینان حاصل کردن از پیشرفت مناسب پروژه و توسعه صحیح محصول است.
      • با ایجاد ارتباط بین نیازمندی‌ها و موارد تست، مسیری روشن برای تست دقیق ایجاد می‌شود.
      • می‌توان آن را مانند یک نقشه راه تصور کرد که ما را در مسیر پروژه هدایت می‌کند.
    2. ردیابی به عقب یا معکوس (Reverse or Backward Traceability):
      • در این نوع ماتریس، ما موارد تست را به نیازمندی‌ها مرتبط می‌کنیم.
      • هدف از این کار جلوگیری از گسترش دامنه پروژه است تا توسعه‌های جدید به طور ناخواسته دامنه پروژه را گسترش ندهند.
      • با پیگیری موارد تست به نیازمندی‌ها، تمرکز روی هدف‌های اصلی پروژه حفظ می‌شود.
      • این مانند بازگشت به مراحل قبلی است تا اطمینان داشته باشیم که هنوز در مسیر صحیح هستیم.
    3. ردیابی دوطرفه (Bi-directional) جلو و عقب:
      • پیگیری دوطرفه ترکیبی از دو رویکرد جلو به عقب و عقب به جلو است.
      • ما یک سند ایجاد می‌کنیم که شامل ارتباطات از نیازمندی‌ها به موارد تست و برعکس می‌شود.
      • داشتن موارد تست برای هر نیازمندی و برعکس، پوشش جامعی را تضمین می‌کند.
      • این روش مانند داشتن یک خیابان دوطرفه است: نیازمندی‌ها موارد تست را هدایت می‌کنند و موارد تست نیازمندی‌ها را اعتبارسنجی می‌کنند.
    انواع ماتریس ردیابی

    کاربرد ماتریس ردیابی در تست نرم ‌افزار

    یکی از راه‌های استفاده از ماتریس ردیابی، گزارش موارد تست و اجرای آن‌ها است. استفاده از ماتریس ردیابی نیازمندی‌ها (requirements traceability matrix (RTM) )  در تست نرم افزار به تیم‌ها کمک می‌کند تا اطمینان حاصل کنند که هر یک از نیازمندی‌های مشتری در چرخه توسعه نرم‌افزار (SDLC) در نظر گرفته شده است و آیا تمامی این نیازها توسط موارد تست پوشش داده شده‌اند یا خیر. استفاده از RTM در تست  نرم افزار به تشخیص سریع هر نقصی در عملکرد سیستم کمک می‌کند.

    کاربرد ماتریس ردیابی در گزارش اجرای تست ها

    گزارش اجرای تست ها یکی دیگر از کاربردهای ماتریس ردیابی است و می‌توانیم به طور پیشگیرانه از ردیابی استفاده کنیم. گزارش اجرای تست ها یک سند است که به تیم تست، مدیر پروژه و مالک محصول وضعیت تست نرم‌افزار را گزارش می‌دهد. این گزارش شامل وضعیت برنامه تست، وضعیت مستندات تست و وضعیت نقص‌ها است و می‌تواند روزانه یا هفتگی ارسال شود. گزارش اجرای تست برای درک نتایج و تصمیم‌گیری در مورد انتشار نرم افزار یا انجام تست های بیشتر، بسیار حائز اهمیت است. هنگام پایان دادن به مرحله تست و آماده‌سازی برای انتشار نرم افزار، ماتریس ردیابی به مرور هزاران مشکل و انتخاب مهم‌ترین موارد مرتبط برای تصحیح، کمک می‌کند. همچنین به ما امکان مدیریت آسان ورژن سازی (تغییرات انجام شده در هر ورژن از محصول) و ادغام با برنامه های شخص ثالث را می‌ دهد.

    به طور ساده، ابزارهای ماتریس مانند یک نقشه تصویری عمل می‌کنند که برای ثبت نیازمندی‌ها، تست ها و عیب‌ها استفاده می‌شود.

    چگونه ماتریس ردیابی نیازمندی ها (RTM) را ایجاد کنیم؟

    در ادامه، نکات مهم برای ایجاد ماتریس ردیابی نیازمندی را بررسی می‌کنیم:

    ۲.جمع‌آوری واقعیت‌ها:

      • پس از تعیین هدف، نیاز به جمع‌آوری مواردی داریم تا به هدف برسیم.
      • موارد زیر برای ساخت ماتریس پیگیری نیازمندی (RTM) لازم است: نیازمندی‌ها، موارد تست، نتایج تست و باگ ها.
      • مرحله بعد جمع‌آوری این موارد است. نسخه ‌ی آخر نیازمندی‌ها لازم است و همچنین موارد تست مرتبط با نیازها، باید از تیم تست جمع‌آوری شود.

    ۱.تعیین هدف مورد نظر:

    • قبل از هر چیز، باید هدف را تعیین کنیم تا تصویر دقیقی از وظایفی که باید انجام دهیم به ما بدهد.

    ۴.افزودن واقعیت‌ها :

    حال می‌توانیم تمام موارد را به صفحه اکسل اضافه کنیم.

      • باید اطمینان حاصل کنیم که هر نیازمندی، مورد تست و و باگ، دارای شناسه‌های(ID) منحصر به فردی باشند.

    ۳.تهیه قالب ماتریس پیگیری :

      • حالا باید یک صفحه اکسل ایجاد کنیم و هر مورد را در ستون‌های مختلف اضافه کنیم.

    ۵.بروزرسانی ماتریس پیگیری نیازمندی:

      • این فرآیند تا پایان چرخه پروژه ادامه دارد.
      • هر تغییر در نیازمندی‌ها باید در اینجا به‌ روز شود.

     

    نتیجه

    ماتریس پیگیری نیازمندی‌ ها (RTM) بهترین روش برای تحقق تمام نیازهای مشتری در پروژه است. اگر در طول تست هر نقصی شناسایی شود، آن را از فرآیند حذف می‌ کنیم تا به پروژه آسیب نرساند. این ابزار به عنوان یک ابزار مؤثر برای ارزیابی پروژه عمل می‌ کند. در هنگام ساختن ماتریس، باید به این نکته توجه کنیم که ماتریس تمام مشخصات یا نیازمندی‌ های پروژه را نشان دهد و تمام پوشش تست به درستی در ماتریس ذکر شود. داده‌ ها باید به درستی تجزیه و تحلیل شوند و گزارش جداگانه‌ ای باید تهیه شود که چرا این نقص‌ ها رخ می ‌دهند و چگونه دامنه این نقص ‌ها باید کاهش یابد. این موارد باعث تقویت ارزیابی پروژه و همچنین ساده ‌تر شدن اجرای پروژه می ‌شوند. 

    ابزارهای مدیریت پروژه‌های کوچک

    ابزارهای مدیریت پروژه‌های کوچک

    استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه‌های کوچک می‌تواند به طور قابل توجهی کمک کند تا پروژه‌های شما بهبود یابند و به دقت بیشتری انجام شوند. در ادامه، یک راهنمای کامل برای استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه‌های کوچک ارائه می‌شود:

    مرحله ۱: تعیین هدف پروژه

    • تشخیص و شناسایی هدف محصول یا خدماتی که پروژه باید تولید کند.
    • تعیین محدوده پروژه و مشخص کردن مراحل اجرایی و وظایف مربوطه.

    مرحله ۲: برنامه‌ریزی پروژه

    • استفاده از نرم‌افزارهای مدیریت پروژه (مانند Trello، Asana، Microsoft Project، Smartsheet و غیره) برای برنامه‌ریزی زمانبندی، منابع و بودجه.
    • تخصیص وظایف به اعضای تیم و مشخص کردن مسئولیت‌ها.

    مرحله ۳: پیگیری پیشرفت پروژه

    • رصد و نظارت بر پیشرفت فعالیت‌ها و وظایف در مقابل برنامه‌ریزی اولیه.
    • اطمینان از رفع هرگونه مسائل و مشکلات رخ‌داده در طول اجرای پروژه.

    مرحله ۴: ارتقاء ارتباطات و همکاری

    • استفاده از ابزارهای همکاری و ارتباطی (مانند Slack، Microsoft Teams، Google Workspace و غیره) برای تسهیل ارتباطات درون تیمی و با مشتریان.

    مرحله ۵: مدیریت تغییرات

    • اجرای تغییرات در نیازمندی‌ها و محدوده پروژه باید به‌طور سازمان‌یافته انجام شود و همچنین اثرات آن‌ها بر برنامه‌ریزی و بودجه مورد ارزیابی قرار گیرد.

    مرحله ۶: نگهداری و مستندسازی

    • مستندسازی جزئیات مراحل پروژه و راهنمایی‌هایی برای استفاده از ابزارها.
    • نگهداری و مدیریت اسناد و اطلاعات مربوط به پروژه.

    مرحله ۷: ارزیابی عملکرد پروژه

    • بررسی عملکرد پروژه در مقابل اهداف اولیه و اعمال اصلاحات لازم.
    • یادگیری از تجربیات پروژه برای بهبود فرآیند مدیریت پروژه‌های آینده.

    با اجرای مراحل مذکور و استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه‌های کوچک، می‌توانید کارایی و بهره‌وری پروژه‌های خود را بهبود بخشیده و به صورت کلی کسب‌وکار خود را بهتر مدیریت کنید.

    معرفی ابزار مناسب مدیریت پروژه های کوچک

    در زمینه مدیریت پروژه‌های کوچک، همانند هر حوزه دیگری، تعداد زیادی ابزار و نرم‌افزار موجود است. انتخاب بهترین نرم‌افزار برای نیازهای خاص شما بستگی به عوامل مختلفی مانند پیچیدگی پروژه، اندازه تیم، بودجه، نیاز به همکاری و امکانات خاص دارد. در ادامه، چند نرم‌افزار پرکاربرد در این زمینه را معرفی و به صورت خلاصه مقایسه می‌کنیم:

    1. Trello:
    • ساده و کارآمد: Trello یکی از ساده‌ترین ابزارهای مدیریت پروژه است که به سهولت از آن می‌توان برای پروژه‌های کوچک و تیم‌های کوچک استفاده کرد.
    • امکان همکاری: قابلیت اشتراک گذاری پنل‌ها با تیم‌های دیگر برای همکاری ساده را فراهم می‌کند.
    • رابط کاربری کاربرپسند: رابط کاربری آسان و بصری جذاب است.
    1. Asana:
    • مدیریت کارها و پروژه‌ها: Asana ابزاری همه‌جانبه است که امکان مدیریت پروژه‌ها، زمانبندی‌ها، وظایف و گزارش‌دهی را فراهم می‌کند.
    • امکان همکاری: توانایی همکاری بین اعضای تیم با قابلیت‌های به‌روزرسانی در زمان واقعی.
    • انطباق با متدولوژی‌های مختلف: قابلیت استفاده در متدولوژی‌های مدیریت پروژه‌های Agile و Kanban.
    1. Microsoft Project:
    • برای پروژه‌های کوچک تا بزرگ: Microsoft Project به‌عنوان یک نرم‌افزار قدرتمند برنامه‌ریزی پروژه، می‌تواند در پروژه‌های مختلف از کوچک تا بزرگ مورد استفاده قرار گیرد.
    • تجزیه‌وتحلیل پیشرفت: امکان گزارش‌دهی و تجزیه‌وتحلیل پیشرفت پروژه را فراهم می‌کند.
    • تکامل به‌صورت تیمی: به‌عنوان یکی از ابزارهای مایکروسافت، با سایر اجزاء مجموعه Office و SharePoint سازگاری بسیاری دارد.
    1. Smartsheet:
    • امکانات چندگانه: Smartsheet ابزاری کارآمد است که از امکانات تاکید بر برنامه‌ریزی و وظیفه‌بندی، همکاری و گزارش‌دهی برخوردار است.
    • پیشرفت کار زنجیره‌ای: اجازه می‌دهد تا پیشرفت کارها و تغییرات را به صورت زنجیره‌ای پیگیری کنید.
    • اشتراک‌گذاری و همکاری: قابلیت اشتراک گذاری جدول‌ها و اطلاعات با افراد و تیم‌های دیگر.

    توصیه می‌شود که برای انتخاب بهترین نرم‌افزار برای مدیریت پروژه‌های کوچک، با استفاده از نسخه‌های رایگان یا آزمایشی ابزارهای مختلف، امکانات و رابط کاربری‌ها را بررسی کنید و با تیم خود آن‌ها را آزمایش کنید تا بهترین ابزار متناسب با نیازها و سبک کاری شما را انتخاب کنید.