نقش و اهمیت مشارکت ‌کننده فردی در سازمان‌ها

نقش و اهمیت مشارکت ‌کننده فردی در سازمان‌ها

مشارکت ‌کننده فردی یا “Individual Contributor” به کسی اطلاق می‌شود که در یک سازمان یا شرکت کار می‌کند و وظایف خاص خود را بدون مدیریت مستقیم دیگران انجام می‌دهد.

 این افراد به جای مدیریت تیم یا پروژه‌ها، بیشتر بر روی اجرای وظایف و مسئولیت‌های تخصصی خود تمرکز می‌کنند. آن‌ها معمولاً در حوزه‌هایی مانند مهندسی، طراحی، تحقیق و توسعه، تحلیل داده‌ها و دیگر زمینه‌های فنی و تخصصی فعالیت می‌کنند.

در دنیای کسب و کار امروز، سازمان‌ها به ترکیبی از افراد با نقش‌ها و مسئولیت‌های متنوع نیاز دارند. یکی از این نقش‌های کلیدی، Individual Contributor یا به اختصار IC است.

 سرعت بالای پیشرفت هوش مصنوعی تأکید بیشتری بر لزوم همکاری مشارکت ‌کنندگان فردی در سطح اجرایی ایجاد کرده است. این مقاله به بررسی نقش، اهمیت، و تأثیر ICها در سازمان‌ها می‌پردازد .

ویژگی‌های مشارکت ‌کننده فردی

مشارکت ‌کننده فردی بدون داشتن نقش مدیریتی، بر انجام وظایف و مسئولیت‌های تخصصی خود تمرکز دارد. این افراد به طور مستقیم در پروژه‌ها و فرآیندهای کاری شرکت می‌کنند و مهارت‌ها و تخصص‌های خود را برای رسیدن به اهداف سازمان به کار می‌گیرند.

ویژگی‌های مشارکت ‌کننده فردی

ICها معمولاً دارای ویژگی‌های زیر هستند:

  1. تخصص و مهارت فنی: آنها در زمینه کاری خود دارای دانش و مهارت‌های عمیقی هستند.
  2. خود انگیختگی: ICها به طور مستقل و بدون نیاز به نظارت مداوم، کار می‌کنند.
  3. تعهد به کیفیت: آنها بر کیفیت کار خود تمرکز دارند و سعی می‌کنند بهترین نتیجه ممکن را ارائه دهند.
  4. حل مسئله: ICها توانایی تحلیل مشکلات و ارائه راه‌حل‌های کارآمد را دارند.

اهمیت Individual Contributor در سازمان

مشارکت مدیران در تیم های بزرگ، بیشتر درباره خروجی و تأثیر تیم آنها است تا کار خودشان. حوزه های در حال تحول هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، نیاز به رهبران مهندسی را افزایش داده که به عنوان مشارکت‌ کنندگان فردی تأثیرگذار باشند.

یک مشارکت ‌کننده فردی انعطاف‌ پذیری بیشتری برای حرکت در بخش‌های مختلف سازمان دارد. مسائلی را که نیاز به تخصص از حوزه‌های فنی مختلف دارند را حل می کند و مهارت‌های خود را با آخرین تحولات همگام می کند .

یک مشارکت ‌کننده فردی به عنوان یک رهبر فنی، با نگاه به تلاقی سیستم‌ها در سراسر سازمان،  مسائلی که واقعاً نیاز به حل دارند را اولویت ‌بندی می کند. سپس تیم‌های مختلف را، برای ایجاد بهترین راه‌حل‌ها مشارکت می دهد.

مزایای مشارکت کننده فردی

به طور خلاصه، فردی که نقش IC را دارد، به جای اینکه مسئولیت رهبری یا مدیریتی داشته باشد، تخصص خود را برای انجام وظایف خاص و مشارکت در پیشبرد اهداف سازمان به کار می‌گیرد.

برخی از مزایای بهره گیری از مشارکت کننده فردی در سازمان ها عبارت است از:

  1. افزایش بهره‌وری: ICها با تمرکز بر وظایف تخصصی خود، می‌توانند به افزایش بهره‌وری و کارایی سازمان کمک کنند.
  2. نوآوری: ICها اغلب با ارائه ایده‌ها و راه‌حل‌های جدید، نقش مهمی در نوآوری و پیشرفت سازمان ایفا می‌کنند.
  3. تخصص فنی: سازمان‌ها برای انجام پروژه‌های پیچیده و تخصصی به ICها نیاز دارند.
  4. پایداری : با داشتن ICهای ماهر، سازمان‌ها می‌توانند ثبات و پایداری بیشتری در اجرای پروژه‌ها داشته باشند.

تأثیرگذاری مشارکت ‌کننده فردی از طریق تخصص

یک مشارکت ‌کننده فردی، از طریق پیچیدگی و تأثیر مسائلی که به حل آن‌ها کمک می‌کند، رشد می کند. IC باید به طور فعال تأثیرگذارترین مسائل را شناسایی کند – آن‌هایی که بیشترین ارزش را ارائه می‌دهند اما دیگران روی آن‌ها تمرکز نمی‌کنند – و آن‌ها را به گونه‌ای ساختار دهد که حل آن‌ها آسان‌تر باشد.

همچنین مهارت‌های ارتباطی نیز مهم هستند زیرا ساختن روابط قوی با همکاران ضروری است. زمانی که توافق واضح است، حل مسائل ساده است، اما زمانی که راه‌حل چالش ‌برانگیز است، داشتن اعتبار فنی و تأثیر سازمانی حیاتی است.

  Grant Gillary از Capital One  تجربیات خود به عنوان یک مشارکت ‌کننده فردی را اینگونه بیان کرد:

” انتخاب مسیر مشارکت ‌کننده فردی به من اجازه داده است که زمان بیشتری را به طراحی و ساخت سیستم‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین بپردازم : نمونه‌سازی، آزمایش با ابزارها و تکنیک‌های جدید و اندیشیدن به چالش‌های فنی پیچیده‌.

یک مثال عالی که من خوش‌ شانس بوده‌ام که روی آن کار کنم، طراحی ساختار یک پلتفرم جدید مبتنی بر یادگیری ماشین بود. این کار نیاز به دانش قابل توجهی در لبه دانش داشت و بخش‌های مختلف سازمان را در بر می‌گرفت.

آزادی ساختاردهی که به عنوان یک مشارکت ‌کننده فردی بدست آوردم، به من اجازه داد تا به عمق مساله بروم، نیازهای فنی فضای مسئله را درک کنم و رویکرد را معین کنم.

در عین حال، با تیم‌های مختلف در سراسر سازمان همکاری کردم تا منابع مناسب را همسو کنم و راه‌حل‌هایی را تعریف کنم که نیازهای تجاری شرکای ما را برآورده کند.

 این کار به ما اجازه داد تا یک راه ‌حل پیشرفته را در زمان بسیار کوتاهی ارائه دهیم و به سازمان کمک کنیم تا مجموعه جدیدی از قابلیت‌ها را به طور ایمن توسعه دهد.”

کلیدهای موفقیت یک مدیر اجرایی مشارکت ‌کننده فردی

مهارت‌های کلیدی در نقش یک مدیر اجرایی مشارکت ‌کننده فردی، وجود دارد که ضروری هستند. در ادامه به بررسی آن ها می پردازیم:

مهارت‌های مشارکت ‌کننده فردی

 

  1. حفظ تخصص عمیق فنی و به ‌روز نگه ‌داشتن مهارت‌ها:

ICها باید همواره در حال یادگیری و به ‌روز رسانی مهارت‌های خود باشند. یادگیری مهارت هایی برای حل مشکلات کنونی و یادگیری دانش پایه‌ای که در آینده به آن ها کمک خواهد کرد.

  1. توانایی شناسایی و ساختاردهی مسائل با بیشترین تأثیر :

به معنای استفاده از مسئله به گونه‌ای که بالاترین نتایج تجاری را به دست آورد .انجام این کار، نیاز به ساختن یک شبکه متنوع در سراسر سازمان دارد. ساخت و پرورش روابط در زمینه‌های مختلف عملکردی برای موفقیت مشارکت ‌کننده فردی حیاتی است. روابط زمینه‌ای را فراهم می کند تا مسائل تأثیرگذار را شناسایی کرده و از تمامی منابع برای پرداختن به آن‌ها استفاده کنید.

  1. توسعه شبکه حرفه‌ای:

 برقراری ارتباط با سایر حرفه‌ای‌ها می‌تواند به ICها کمک کند تا از تجربیات دیگران بهره‌مند شوند.

  1. مدیریت زمان:

 ICها باید توانایی مدیریت زمان را به خوبی داشته باشند تا بتوانند وظایف خود را به موقع انجام دهند.

  1. ارتباط موثر:

 برقراری ارتباط موثر با مهندسان و مدیران می‌تواند به کاهش تضادها و افزایش هماهنگی کمک کند. مدیران نیاز دارند تا انتخاب‌های طراحی سیستم را در زمینه نتایج تجاری و مبادلات درک کنند. و مهندسان نیاز دارند مشارکت کننده فردی مشکلات را شناسایی کرده و  راه ‌حل هایی ارائه دهد.

مسیرهای شغلی مشارکت ‌کننده فردی

با تکامل حوزه های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، نیاز به مشارکت ‌کنندگان فردی ارشد، که بتوانند رهبری فنی ارائه دهند، افزایش یافته است.

بسیاری از سازمان‌ها متوجه شده‌اند که نیاز به افرادی دارند که بتوانند تخصص عمیق را با تفکر استراتژیک ترکیب کنند تا اطمینان حاصل کنند که این فناوری‌ها به طور مؤثر به کار گرفته می‌شوند.

با این حال، بسیاری از شرکت‌ها هنوز در حال فهمیدن نحوه توانمندسازی و حمایت از مسیرهای شغلی مشارکت ‌کننده فردی هستند.

Capital One  در ایجاد یک جامعه قوی از مهندسان برجسته سرمایه ‌گذاری کرده است. این شرکت ساختارهای مربیگری، آموزش و اشتراک دانش را در اختیار دارد تا در رشد و نوآوری به مشارکت ‌کنندگان فردی ارشد کمک کند.

مشارکت ‌کنندگان فردی نسبت به بیشتر افراد، آزادی بیشتری برای ساختن توضیحات شغلی خود با توجه به مجموعه مهارت‌های خود دارند.

 برخی مشارکت ‌کنندگان فردی ممکن است ترجیح دهند بر کد نویسی عملی تمرکز کنند و با مسائل عمیقاً پیچیده درون یک سازمان روبرو شوند. برخی دیگر ممکن است رویکردی جامع‌تر اتخاذ کنند. به عنوان مثال بررسی کنند که چگونه تیم‌ها با همکاری مداوم در زمینه‌های مختلف، می توانند پروژه‌ها را پیش ببرند.

 به هر حال، یک مشارکت ‌کننده فردی باید دید گسترده‌ای نسبت به سازمان داشته باشد و نقاط صحیح برای تمرکز توجه خود را شناسایی کند.

 نتیجه‌ گیری

ICها نقش حیاتی در موفقیت و پیشرفت سازمان‌ها ایفا می‌کنند. آنها با تخصص و مهارت‌های خود می‌توانند به افزایش بهره‌وری، نوآوری و پایداری سازمان‌ها کمک کنند.

با این حال، باید به چالش‌های پیش روی آنها نیز توجه کرد و راهکارهای مناسبی برای موفقیت و رضایت شغلی آنها ارائه داد.

 سازمان‌ها با حمایت از ICها و ایجاد فرصت‌های مناسب برای رشد و توسعه آنها، می‌توانند عملکرد کلی خود را بهبود دهند.

نقش یک مشارکت ‌کننده فردی اجرایی در مهندسی، به ترکیب تخصص فنی عمیق با ذهنیت استراتژیک بستگی دارد. این یک عنصر کلیدی در نوع تغییری است که هوش مصنوعی ایجاد می‌کند، اما تحقق این پتانسیل نیاز به تغییر در نحوه تفکر بسیاری از سازمان‌ها در مورد رهبری دارد.

  Grant Gillary گفت:”من هیجان زده‌ام که بیشتر مهندسان مسیر مشارکت ‌کننده فردی را دنبال کنند و ترکیب منحصر به فرد مهارت‌های خود را برای مواجهه با چالش‌های سخت در هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به کار ببرند. با حمایت سازمانی مناسب، من معتقدم که یک نسل جدید از رهبران مشارکت ‌کننده فردی ظهور خواهد کرد و به شکل ‌دهی آینده این حوزه کمک خواهد کرد. این فرصتی است که پیش روی ماست و من منتظرم تا با عمل به این نقش، راهبری کنم.”

اصول طراحی سایت ‌دولتی

اصول طراحی سایت ‌دولتی

اصول طراحی سایت ‌دولتی در تمامی وب سایت های دولتی در ایالات متحده به دقت طراحی شده است. ایالات متحده یک سیستم رسمی برای طراحی سایت ‌دولتی و یک فونت سفارشی دارد. هدف از پایه گذاری اصول طراحی سایت ‌دولتی این است که وب سایت ‌های دولتی نه تنها زیبا بلکه برای همه قابل دسترس و کارآمد باشند.

پیش از اینترنت، آمریکایی‌ها با دولت فدرال از طریق رفت و آمد به ساختمان‌های اداری تعامل داشتند. امروزه، تعاملات از طریق مراجعه به وب سایت های دولتی انجام می شود.بنابراین طراحی سایت ‌دولتی بسیار مهم است.

 در حالی که افرادی که به یک وب سایت دولتی برای درخواست وام دانشجویی، تحقیق درباره مزایای وام اشتغال یا ثبت نام در سامانه آموزشی مراجعه می‌کنند ممکن است این عناصر دیجیتال را متوجه نشوند، اما آن‌ها نقش حیاتی دارند. اگر یک وب سایت دارای اشکال باشد یا بر روی تلفن همراه کار نکند، ممکن است مالیات ‌دهندگان نتوانند به خدماتی که برای آن‌ها پرداخت کرده‌اند دسترسی پیدا کنند که می‌تواند تاثیر منفی بر دیدگاه آن‌ها نسبت به دولت بگذارد.

یکپارچگی در طراحی وب سایت دولتی

در ایالات متحده حدود ۲۶,۰۰۰ وب سایت فدرال وجود دارد. در ابتدا، هر سایت طراحی، فونت‌ها و سیستم‌های ورود خاص خود را داشت که برای عموم مردم باعث ایجاد سردرگمی و هدر رفت منابع دولتی می‌شد. راه‌اندازی دشوار Healthcare.gov  در سال ۲۰۱۳ نیاز به روشی بهتر برای ساخت خدمات دیجیتال دولتی را نشان داد. در سال ۲۰۱۴، رئیس‌جمهور دو تیم جدید را برای کمک به بهبود تکنولوژی دولت ایجاد کرد. در داخل اداره خدمات عمومی (GSA)، تیم جدیدی به نام ۱۸F  ایجاد شد تا با همکاری با دیگر آژانس‌ها مشکلات فنی را حل کرده، محصولات را بسازد و خدمات عمومی را از طریق تکنولوژی بهبود بخشد. این تیم برای حرکت به سرعت استارتاپ‌های فناوری، تشکیل شده بود و نه آژانس‌های بوروکراتیک سنگین.

خدمات دیجیتال

خدمات دیجیتال ایالات متحده (USDS) برای ارائه خدمات بهتر دولتی به مردم از طریق تکنولوژی و طراحی راه‌اندازی شد. در سال ۲۰۱۵، دو تیم  ۱۸F  و USDS  با هم همکاری کردند تا سیستم طراحی وب ایالات متحده (USWDS)  را بسازند. یک راهنمای سبک و مجموعه‌ای از اجزای رابط کاربری و الگوهای طراحی با پیروی از اصول طراحی سایت ‌دولتی، که هدفشان اطمینان از دسترسی و تجربه کاربری یکپارچه در سراسر وب سایت‌های دولتی  بود.

اجزای رابط کاربری و تایپوگرافی شفاف

امروز، این سیستم طراحی وب سایت دولتی ، ۴۷ جزء رابط کاربری مانند دکمه‌ها، هشدارها، جعبه‌های جستجو و فرم‌ها را تعریف می‌کند. هر یک با نمونه‌های طراحی، کد نمونه و دستورالعمل‌هایی مانند “مودب باشید” و “زیاده‌روی نکنید.” اکنون در سومین نسخه خود، در ۱۶۰ وب سایت دولتی استفاده می‌شود.

دن ویلیامز، رهبر برنامه USWDS می‌گوید: “تا سپتامبر ۲۰۲۳، ۹۴ آژانس از کد USWDS استفاده کرده اند و این کد حدود ۱.۱ میلیارد بازدید صفحه را در وب سایت‌های فدرال قدرت می‌دهد.”

فونت عمومی و بهبود مستمر

برای اطمینان از تایپوگرافی شفاف و یکپارچه، فونت رایگان و منبع باز Public Sans در سال ۲۰۱۹ برای دولت ایالات متحده ایجاد شد.

ویلیامز که این فونت را طراحی کرده است، می‌گوید: “این کار به عنوان یک آزمایش طراحی شروع شد. ما علاقمند بودیم یک راه‌حل منبع باز برای یک فونت ایجاد کنیم، همانطور که برای دیگر عناصر طراحی در سیستم طراحی انجام داده بودیم.”

تیم‌های Public Sans  و USWDS شفافیت و همکاری با آژانس‌های دولتی و عموم مردم را پذیرفته‌اند. و برای اطمینان از اینکه اصول طراحی سایت ‌دولتی هیشه رعایت شود، پروژه‌ها به صورت مستمر بهبود می یابند. یکی از اصول طراحی Public Sans  این است: “تلاش کنید بهتر باشید، نه لزوماً کامل.”

مقایسه SRE و DevOps : تفاوت ها و شباهت ها

مقایسه SRE و DevOps : تفاوت ها و شباهت ها

برای مقایسه SRE و DevOps بهتر است با قابلیت های هر کدام بیشتر آشنا شویم و سپس تفاوت ها و شباهت های SER  و DevOps  را بررسی می کنیم.

مهندسی قابلیت اطمینان سایت (SRE) و DevOps  دو رویکرد متفاوت هستند، اما هدف هر دو بهبود عملکرد نرم ‌افزار و تسریع در تحویل آن است.

DevOps  بر توسعه نرم ‌افزار و چرخه عمر برنامه تمرکز دارد، در حالی که SRE بر پایداری و قابلیت اطمینان سیستم‌ های نرم ‌افزاری تمرکز دارد.

DevOps  یک رویکرد عملی برای افزایش سرعت توسعه و تحویل نرم ‌افزار جدید است و SRE  بر فرآیندهای عملیاتی متمرکز است. هر دو شیوه اصول کلی یکسانی دارند و می‌توانند یکدیگر را تکمیل کنند.

با افزایش چشمگیر تقاضا برای خدمات آنلاین، سازمان ها به فن آوری های ابر بومی روی آوردند.  محیط های ابر بومی  (Could Native)، سبب افزایش سرعت و چابکی توسعه و عملیات نرم افزار  (DevOps) شدند.  از طرفی سرعت و چابکی، مشکلات و پیچیدگی های جدیدی را به وجود می آورد، و این در حالی بود که عملکرد و قابلیت اطمینان باید حفظ می شد.  در این جا بود که SRE وارد عمل شد.

در این مطلب به مقایسه SRE وDevOps  می پردازیم  و نحوه تعامل آنها را بررسی می کنیم.

DevOps

 DevOps یک فرایند خاص نیست، بلکه مجموعه ای از شیوه های انعطاف پذیر توسعه و تحویل نرم افزار است که شکاف بین توسعه نرم افزار و عملیات فناوری اطلاعات را از بین می برد.  هدف DevOps  توسعه و ارائه بهترین نرم‌ افزارها با سرعت بیشتر است . این هدف با استفاده از روش‌های چابک، اتوماسیون حداکثری و همگام ‌سازی تیم‌ها به جای تیم‌های جدا از هم، بدست می آید.

تیم‌ها ممکن است در روند اجرای برنامه‌های جدید، در فرایندهای دستی متداول و جزئی و چرخه‌های پیشین گیر کنند و با هم تعامل سازنده نداشته باشند. در این حالت مدیران باید تیم‌ های DevOps را در توسعه و اتخاذ روش‌هایی برای ساده‌ سازی و اتوماسیون هر چه بیشتر فرآیندها حمایت کنند.

DevOps  فقط شامل فرآیندها و اتوماسیون نمی شود بلکه رویکردی است که تیم ها را برای  مجموعه اهداف مشترک همگرا می کند.  

توسعه ‌دهندگان تمایل دارند با چابکی بیشتری برنامه را توسعه دهند، در حالی که تیم‌های عملیات تلاش می ‌کنند پایداری و  پیش ‌بینی پذیری برنامه را حفظ کنند.  هدف DevOps  این است که تیم‌ها را با وجود تفاوت های عملکردی، هماهنگ کند و اطمینان دهد که تیم ها با همکاری می توانند به اهداف خود برسند.

اگر مایلید در مورد DevOps بیشتر بدانید ، پیشنهاد می کنم مطلب زیر را مطالعه بفرمائید:

DevOps چیست؟ آشنایی با اصول DevOps به زبان ساده 

SRE

فلسفه  SRE این است که دو تیم عملیات (Operations) و توسعه ‌دهندگان (Developers) در یک تیم ترکیب شوند تا مشکلات عملیاتی سیستم ‌ها را بهبود بخشند و اطمینان از عملکرد پایدار و قابل اعتماد سیستم ‌ها را بالا ببرند. این فلسفه مبتنی بر اصول مهندسی نرم‌ افزار و شیوه‌های جدیدی است که به توسعه ‌دهندگان امکان می ‌دهد تا بهترین شیوه ‌ها و ابزارهای موجود را برای بهبود عملکرد و پایداری سیستم استفاده کنند.

SRE  اصول DevOps را برای بهبود فرایندهای عملیاتی ، از جمله  موارد زیر اعمال می کند:

  • دسترس بودن
  • کاهش تاخیر
  • بهره وری
  • مدیریت تغییرات
  • واکنش اضطراری مناسب
  • برنامه ریزی دقیق ظرفیت سیستم

SRE  تحول عملیات سنتی با استفاده از اصول مهندسی نرم ‌افزار و DevOps است تا دسترسی، عملکرد و توسعه ‌پذیری نسخه‌ها را با ایجاد انعطاف پذیری در برنامه‌ها و زیرساخت‌ها بهبود بخشد.

اگر مایلید در مورد SRE  بیشتر بدانید ، پیشنهاد می کنم مطلب زیر را مطالعه بفرمائید:

مهندسی قابلیت اطمینان سایت به چه معناست ؟ مهندسان SRE چه کاری انجام می دهند؟

شباهت های SRE و DevOps  

اگر SRE اصول مهندسی نرم افزار را در جهت عملیات DevOps اعمال می کند، منطقی است که انتظار داشته باشیم این دو مشترکات زیادی داشته باشند.

SRE  و DevOps هر دو بهبود عملکرد و پایداری سیستم ‌ها را هدف قرار می‌ دهند و از همه مهمتر، هر دو در دستیابی به اهداف توسعه نرم‌ افزار با کیفیت، قابل اعتماد و سریع کمک می‌ کنند. این دو رویکرد دارای شباهت ‌های زیر هستند:

شباهت SRE  و  DevOps
  1. تمرکز بر اتوماسیون: هر دو SRE و DevOps به اتوماسیون فرآیندها و ابزارها برای کاهش خطاها و بهبود کارایی سیستم توجه دارند.
  2. همکاری تیمی: SRE و DevOps هر دو اهمیت زیادی به همکاری تیمی و درک مسئولیت‌ ها و نیازهای تیم ‌های مختلف، برای برقراری عملکرد بهینه سیستم ‌ها می‌ دهند.
  3. مدیریت ریسک: هدف اصلی هر دو SRE و DevOps، مدیریت و کاهش ریسک‌ ها و ناهماهنگی‌ ها در فرآیندهای توسعه نرم‌ افزار و عملیات است.
  4. انعطاف ‌پذیری: SRE و DevOps هر دو به انعطاف ‌پذیری در مواجهه با تغییرات مداوم و نیازمندی‌ ها برای تسریع انتشار محصولات ، می ‌پردازند.
  5. مدیریت عملکرد: SRE و DevOps با بکارگیری معیارها و شاخص های عملکرد ، بهبود مستمر عملکرد سیستم ‌ها را ارزیابی می کنند  تا کیفیت و اطمینان از عملیات حفظ شود.

به طور کلی، این دو رویکرد هم راستا و مکمل یکدیگر هستند و بهبود فرآیندها، شفافیت و اثربخشی کاری را ترویج می‌ کنند . همچنین سبب کاهش تضاد بین تیم ها، به حداقل رساندن موانع و تحویل سریع‌تر نرم ‌افزار توسط توسعه‌ دهندگان می شوند.

تفاوت های SRE و DevOps

SRE  و DevOps دو رویکرد متفاوت برای توسعه نرم ‌افزار هستند که جریان کار را بهینه می‌ کنند، فرآیندها را خودکار می‌ کنند و ابزارها را به منظور ساخت یک محصول قابل اطمینان یکپارچه می‌ کنند. DevOps  بر روی توسعه و استقرار تمرکز دارد، در حالی که SRE با کاهش مشکلات، کیفیت را مدیریت می‌ کند.

به عبارت دیگر، DevOps  تلاش می‌ کند تا فرآیندهای توسعه نرم ‌افزار و عملیات IT را خودکارسازی و یکپارچه کند. این رویکرد سبب ایجاد همکاری تیم‌های توسعه و عملیات ‌می شود و تحویل نرم ‌افزار را شتاب می‌ دهد و کارایی کلی را بهبود می ‌بخشد. DevOps بر روی حل مشکلات توسعه و پشتیبانی از نیازهای کسب ‌و کار تمرکز دارد.

از سوی دیگر، SRE  پایداری ابزارها، روش‌ها و فرآیندهایی که کسب ‌و کارها در طول چرخه عمر محصول استفاده می ‌کنند را مدیریت می کند. این رویکرد تضمین می‌ کند که تیم‌ها محصولات و ویژگی‌های جدید را با ابزارهای پایدار ساخته و از فرآیندهایی استفاده می‌ کنند که باعث موفقیت در محیط تولید می‌ شود.SRE  بر روی کاهش مشکلات تمرکز دارد.

به علاوه، SRE یک رویکرد محدودتر و کاربردی تر برای بهبود اطمینان، پایداری و زمان انتشار محصولات تحت وب است، در حالی که DevOps یک فرهنگ سازمانی گسترده ‌تر است که بر توسعه و ادغام دائمی فرآیندها و افراد در زنجیره ارائه خدمات تاکید دارد.

به طور خلاصه، اصلی ‌ترین تفاوت بین SRE و DevOps در مواردی است که بر آن تمرکز دارند. SRE  بر روی قابلیت اطمینان و پایداری محیط تولید تمرکز دارد، در حالی که DevOps بر روی چرخه کلی نرم ‌افزار تمرکز دارد. با این حال، کسب‌ و کارها نیازی به انتخاب بین SRE و DevOps ندارند؛ آن‌ها می‌توانند از هر دو استفاده کنند.

SRE DevOps  

تضمین پایداری و قابلیت اطمینان سیستم‌ های نرم ‌افزاری در محیط تولید

 

بهبود فرآیندهای توسعه و تحویل نرم ‌افزار  به منظور همکاری توسعه‌ دهندگان و تیم‌های عملیاتی تمرکز

کاهش زمان توقف عملیات و مشکلات سیستم

 

افزایش سرعت توسعه و تحویل مستمر نرم ‌افزار با استفاده از روش‌های چابک، اتوماسیون و همکاری تیم ها هدف
ارتقاء کیفیت مدیریت با سنجش بر مبنای شاخص‌های سطح خدمت (SLI) مجموعه‌ای از روش‌هایی که هدف آن کاهش فاصلهٔ بین فرآیند توسعه نرم ‌افزار و وظایف عملیاتی است فلسفه

تکنیک‌ های DevOps را پیاده‌ سازی می کند و به عنوان یک کلاس انتزاعی از DevOps عمل می کند.

 

ادغام ابزارها و فرآیندها برای ایجاد چرخه توسعه و تحویل موثر.

حل مشکلات توسعه و پشتیبانی از نیازهای کسب‌ و کار.

 

عملکرد

SRE  چگونه از DevOps پشتیبانی می کند؟

SRE، با پیروی از رویکردهای اصلی  DevOps، به موارد زیر می‌پردازند:

  • توسعه‌ دهندگان و تیم‌های DevOps می‌توانند از نظرات و پیشنهادات SRE برای بهبود فرآیندهای توسعه استفاده کنند. به عنوان مثال، SRE ممکن است پیشنهاد دهد تست‌های عملکرد خودکار اضافه شود یا فرآیند بازبینی کد بهبود یابد. این کار باعث افزایش کیفیت و عملکرد نرم ‌افزار می‌شود.
  • SRE می‌تواند به تیم‌های DevOps کمک کند تا اهداف سطح خدمت (SLOs) را تعیین و مدیریت کنند. این اهداف می‌توانند به عنوان معیارهای دسترسی برای یک سرویس مشخص در نظر گرفته شوند.
  • SRE با استفاده از اصول مهندسی نرم ‌افزار و DevOps، دسترسی و عملکرد سرویس‌ها را بهبود می دهد. این بهبود شامل ایجاد انعطاف‌ پذیری و توسعه ‌پذیری در زیرساخت‌ها و برنامه‌ها می‌شود.

مزایا و معایب SRE و DevOps

به طور خلاصه، مزایا و معایب SRE وDevOps ، به شرایط و محیط‌های مختلف بستگی دارند. اجازه بدهید به طور خلاصه به مزایا و معایب هر کدام بپردازم:

مزایا و معایب DevOps

  • مزایا:
    • تسریع در توسعه و تحویل نرم ‌افزار DevOps: با ادغام فرآیندهای توسعه و عملیات، توسعه نرم ‌افزار را سریع‌تر می‌ کند.
    • کاهش خطاها: اتوماسیون و تست‌های مداوم باعث کاهش خطاها در محیط تولید می‌شود.
    • تسهیل در مدیریت تغییرات:  DevOps  سبب بهبود مدیریت تغییرات و انتشار‌ها می شود.
  • معایب:
    • پیچیدگی: ادغام فرآیندهای مختلف ممکن است پیچیدگی ایجاد کند.
    • نیاز به تغییر فرهنگ سازمانی:  پیاده سازی اصول DevOps نیاز به تغییر در فرهنگ و همکاری بین تیم‌ها دارد.
مزایا و معایب DevOps

مزایا و معایب SRE

  • مزایا:
    • قابلیت دسترسی بالا SRE: سبب بهبود قابلیت دسترسی سیستم‌ها می‌ شود.
    • کاهش تاخیر:  بهبود در زمان پاسخ ‌دهی به درخواست‌ها.
    • بهره‌وری:  بهبود در مصرف منابع و افزایش بهره ‌وری سیستم‌ها.
  • معایب:
    • تمرکز بر جزئیات عملیاتی: پیاده سازی SRE نیازمند توجه به جزئیات عملیاتی است که ممکن است منجر به پیچیدگی شود.
    • نیاز به تخصص SRE: نیاز به تخصص در زمینه‌های شبکه، امنیت و عملیات دارد.

به طور کلی، انتخاب بین DevOps و SRE بستگی به نیاز‌ها و محیط سازمانی دارد. هر دو رویکرد می‌توانند سبب بهبود عملکرد و قابلیت اطمینان سیستم‌ها شود .

مزایا و معایب SRE

انتخاب بین  SRE و DevOps

در انتخاب بین SRE وDevOps  در سازمان ها، باید به دقت به فاکتورهای مختلفی توجه کنیم. ابتدا، اگر در بازاری با تغییرات و توسعه سریع که سرعت توسعه در آن از اهمیت بالایی برخوردار است، فعالیت می‌کنیم، DevOps  باید انتخاب ما باشد.

 DevOps بر همکاری و اتوماسیون تاکید دارد و به تیم‌ها امکان می‌دهد به سرعت تغییرات را ایجاد کرده و قابلیت های جدید را با سرعت ارائه دهند.

 از طرف دیگر، اگر سازمان ها با سیستم‌های حیاتی سروکار دارد که قابلیت اطمینان و آپتایم سیستم برای آنها اهمیت دارد، SRE  ممکن است گزینه مناسب ‌تری باشد. SRE بر روی قابلیت اطمینان سیستم، انعطاف‌پذیری و تخصص عملیاتی تأکید دارد و تضمین می‌ کند که حتی در شرایط چالشی، سرویس بدون وقفه ارائه می‌شود.

فاکتور دیگری که باید در نظر گرفته شود، سطح تحمل ریسک در سازمان است.  DevOps  بر روی کاهش ریسک از طریق پیاده‌ سازی شیوه‌هایی مانند یکپارچه‌ سازی مداوم، آزمون‌های اتوماتیک و خطوط تولید تمرکز دارد.

در نهایت، باید توسعه ‌پذیری و پیچیدگی سیستم‌ها را در نظر بگیریم.

DevOps  با بهره‌گیری از اتوماسیون و شیوه‌های زیرساخت به عنوان کد، امکان توسعه ‌پذیری را فراهم می‌ کند که مدیریت پیاده ‌سازی‌های بزرگ کارآمد می‌شود. این نکته برای سازمان‌هایی با سیستم‌های نرم ‌افزاری پیچیده و در حال رشد بسیار مهم است.

بسیاری از سازمان هایی که قبلا از  DevOps استفاده می کردند ، اکنون برای بهینه سازی عملیات به SRE  روی آورده اند.  بهترین روش برای شروع، توسعه یک استراتژی است که شامل هر دو شیوه DevOps  و  SRE است.

به طور کلی، انتخاب بین SRE و DevOps بستگی به نیاز‌ها و محیط سازمان دارد. با ارزیابی دقیق این عوامل، می ‌توانیم تصمیمی آگاهانه بگیریم که SRE یا DevOps کدامیک با نیازها و اهداف خاص سازمان ما بهتر هماهنگ می‌شود.  در نهایت هر دو رویکرد می‌ توانند عملکرد و قابلیت اطمینان سیستم‌ ها را بهبود دهند.

تفاوت نرم افزار سازمانی و معمولی

تفاوت نرم افزار سازمانی و معمولی

تفاوت نرم افزار سازمانی (Enterprise Software) و معمولی در متغیرهایی مانند اندازه، محدودیت‌ ها، قابلیت‌ ها، امنیت و هزینه‌ های استفاده از آن می‌ باشد که در ادامه به آن می پردازیم:

نرم ‌افزار سازمانی به طور خاص برای استفاده در یک سازمان یا کسب و کار طراحی شده است تا به مدیریت و بهبود عملکردهای سازمانی کمک کند، در حالی که نرم‌ افزار معمولی برای استفاده‌ های شخصی یا سرگرمی است. نرم ‌افزار سازمانی معمولا شامل ویژگی ‌هایی مانند ابزارهای همکاری، قابلیت ‌های مدیریت پروژه و توانایی مدیریت داده ‌ها است که بر اساس نیازهای کسب و کارها طراحی شده‌اند. از سوی دیگر، نرم ‌افزار معمولی ممکن است شامل برنامه ‌هایی مانند ابزارهای بهره‌ وری، نرم‌ افزار‌های چند رسانه‌ای یا بازی‌ هایی باشد که به علائق کاربران در حوزه‌ی فردی پاسخ می ‌دهد.

نرم ‌افزار سازمانی یک نرم‌ افزار منحصر به فرد و اختصاصی برای سازمان ‌ها و کسب ‌و کارها است که  به سفارش سازمان ها، برای تأمین نیازهای خاص آن سازمان، طراحی و پیاده‌ سازی می‌ شوند. در مقابل، نرم‌ افزارهای معمولی، عموماً برای استفاده شخصی یا کاربرد‌های عمومی تولید می ‌شوند.

توسعه نرم افزار سازمانی اساساً با ایجاد راهکارهای متداول، متفاوت است زیرا باید تعدادی ویژگی اضافی و ابزارهای تخصصی را ارائه دهد که به طور خاص، برای جریان کاری شرکت ها و موسسات طراحی شده اند. این راه کارها ممکن است شامل مواردی باشد که فقط کارمند مربوطه می تواند از آن استفاده کند.

این دو دسته نرم افزار اهداف نهایی مختلفی دارند و برای محیط های کاملاً متفاوتی طراحی شده اند بنابراین فلسفه و روش های توسعه آنها متفاوت است. به عنوان مثال، در حالی که اپلیکیشن ها و برنامه ها با اهداف عمومی، معمولاً به عنوان یک راهکار کامل و یکپارچه ساخته می شوند، نرم افزارهای Enterprise همیشه منبع باز هستند (برای ادغام، ارتباطات و غیره).

در ادامه تفاوت های اصلی نرم افزار سازمانی و معمولی شرح داده شده است:

تفاوت نرم افزار سازمانی و معمولی

تفاوت نرم افزار سازمانی و معمولی

معماری

نرم افزارهای معمولی:

معماری برنامه پیام رسان یا ردیابی ورزشی معمولی شما می تواند ساده و متداول باشد. شما قابلیت های اساسی خود را دارید (معمولاً متمرکز بر یک هدف خاص، به عنوان مثال، انتقال پیام ها یا پیگیری پیشرفت ورزشی)، شاید برخی از قابلیت های گسترده تر یا امتیازاتی که با قیمت بالاتری همراه هستند (به عنوان مثال، ابزارهای جامع تر یا حذف تبلیغات)، و ادغام های اجتماعی (به عنوان مثال، دکمه های فیس بوک و اینستاگرام برای ثبت نام سریع و به اشتراک گذاری محتوا). چنین نرم افزاری می تواند سبک باشند و برای گروه های هدف گسترده تری از کاربران تولید انبوه شود.

نرم افزارهای سازمانی:

محصولات سازمانی معمولاً چند وجهی هستند و نیاز به یک ساختار پراکنده تر و قابل گسترش دارند تا بتوانند به طور موثری با مجموعه ای از ابزارها و سیستم هایی که قبلاً توسط یک سازمان استفاده می شدند، یکپارچه و متصل شوند. در عین حال، در اینجا معماری باید قابل توسعه باشد تا بتواند با ظرفیت ها و نیازهای رو به رشد داخلی (گسترش کارکنان، ادغام با شاخه های دیگر و غیره)، مدرن شده و بهینه سازی شود. برنامه ها، ابزارها و سیستم های تجاری معمولاً برای عملکردهای خاصی طراحی شده اند و عمدتاً راه حل های سفارشی هستند که آنها را پیچیده تر می کند و منابع بیشتری را برای توسعه مصرف می کنند.

امنیت

نرم افزارهای معمولی:

میزان اقدامات امنیتی بستگی به این دارد که برنامه به چه میزان اطلاعات حساس کاربران را جمع آوری می کند. اما معمولاً از احراز هویت دو فاکتوری برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز فراتر نمی رود ، ۱.استفاده از کپچا برای اطمینان از اینکه شما ربات نیستید، و ۲. هشدارهای فعالیت مشکوک که معمولاً برای برنامه هایی با اهدف عمومی کافی است.

نرم افزارهای سازمانی:

نشت داده یا نقض سیستم که توسط یک برنامه سازمانی بوجود می آید، یک ریسک بزرگ است که ممکن است سازمان کل را از بین ببرد. به همین دلیل چنین سیستم هایی باید به امنیت سایبری توجه بیشتری داشته باشند، به مکانیزم های حفاظتی چند لایه (گاهی هوشمند) مجهز شوند، ایجاد نقش های کاربری برای دسترسی به داده های بخش بندی شده، جلسات کاربری محدود با زمان خروج که از حملات ربات خودکار جلوگیری می کنند، فایروال قدرتمند، و حتی راهکارهای بلاکچین و ابری برای توزیع داده ها و ذخیره سازی از راه دور.

 

عملکرد

نرم افزارهای معمولی:

بسته به نوع برنامه، الزامات عملکرد ممکن است به طور قابل توجهی متفاوت باشند. اما معمولاً، یک راه حل نرم افزاری معمولی برای محیط عملیاتی خود – پلتفرم هدف خود – بهینه سازی می شود.  دو یا سه نسخه جداگانه از برنامه می توانند برای سازگاری با پلتفرم های اصلی امروزه ایجاد شوند یا یک راه حل چند پلتفرمه که به طور همزمان بر روی همه آنها کار می کند. رهنمودهای توسعه و بهینه سازی مطرح شده جهانی هستند و توسط جامعه آماری گسترده ای بررسی شده اند.

نرم افزارهای سازمانی:

یکی از نیازهای متداول برنامه‌های سازمانی، عملکرد یکسان و روان در پلتفرم ها و دستگاه‌های مختلف است تا کارمندان بتوانند به صورت انعطاف‌ پذیر از آن استفاده کنند و در هر زمان به اطلاعات و ارتباطات مهم کاری دسترسی داشته باشند. معمولاً این به معنای داشتن یک راهکار نرم‌ افزاری تخصصی است که برای استفاده در آیفون‌ها و آیپد‌ها، دستگاه‌های اندرویدی، رایانه‌های دسکتاپ و تبلت‌های ویندوزی به راحتی قابل دسترس باشد و با هر دو مرورگر موبایل و دسکتاپ سازگار باشد. این موضوع باعث می‌شود بهینه‌ سازی عملکرد پیچیده ‌تر و دقیق ‌تر شود.

ساختار

نرم افزارهای معمولی:

فرمت کلی نرم‌ افزارهای معمولی ممکن است بسیار متفاوت باشند (از ورزش و بهداشت تا خواننده‌ها، بازی‌ها، برنامه‌های اجتماعی و غیره).  ولی مهم‌تر از فرمت برنامه، این است که این برنامه‌ها برای جمعیت کثیر کاربران آشنا و قابل دسترس هستند. افراد تقریباً از همه سنین می‌دانند چگونه آن‌ها را دانلود و نصب کنند.

نرم افزارهای سازمانی:

علاوه بر برنامه ‌های CRM ، ERP، PaaS، IaaS،SaaS   ، سازمان ‌ها اغلب نیاز به سیستم‌ ها و پلتفرم‌ های تخصصی دارند که بتوانند جریان‌های کاری مختلف را مدیریت کنند، اطلاعات حساس را ذخیره و دسته ‌بندی کنند و فرصت ‌های خودکار نوآورانه را برای حوزه های مختلف کاری فراهم کنند.  و این به معنای رویکرد پیچیده‌ تر طراحی و توسعه نرم‌ افزار سازمانی است.

هزینه

نرم افزارهای معمولی:

امروزه، حتی نیازی نیست که مهارت برنامه‌ نویسی داشته باشید تا بتوانید یک برنامه از هر نوعی را بسازید و راه ‌اندازی کنید. تعداد زیادی از ویرایشگرها و ابزارهای قالب ‌بندی وجود دارند که به شما اجازه می ‌دهند تا عناصر مورد نیاز را به راحتی درون یک رابط کاربری قابل تنظیم بکشید و رها کنید. و حتی می ‌توانید این کار را به صورت رایگان انجام دهید. بله، قطعاً، راه‌ حل ‌هایی با کیفیت و تعیین ‌کننده بازار نیاز به هزینه‌ های متناسب برای ساخت دارند، به خصوص اگر برای توزیع تجاری هدف ‌گذاری شده باشند.

نرم افزارهای سازمانی:

نرم‌ افزار سازمانی، به ‌خصوص اگر سفارشی باشد، نیازمند سرمایه‌ گذاری قابل توجهی است تا مجموعه ‌ای از خدمات و وظایف را پوشش دهد. برای این منظور، سازمان‌ ها معمولاً یک بودجه جداگانه برای هزینه‌ ها اختصاص می‌ دهند که بر اساس جزئیات و عوامل زیربنایی همکاری تیم توسعه محاسبه می ‌شوند (مانند زمان لازم برای ایجاد یک راهکار، تخصص مورد نیاز، ابزارها، نوع تیم کاری ، پیچیدگی معماری و غیره).

همانطور که مشاهده کردید ، تفاوت های اساسی بین نرم افزار سازمانی و معمولی وجود دارد. این تفاوت ها عمدتاً مربوط به حوزه کاری، مسئولیت ها و منابع مورد نیاز برای ساخت این دو نوع نرم افزار هستند. اگرچه شرایط ممکن است  در هر مورد تغییر کند، ولی در هر صورت برنامه های معمولی آسان تر و ارزان تر ساخته می شوند. برنامه های معمولی می توانند به یک مجموعه از اهداف روزمره، سرگرمی و حتی تجاری بپردازند و نیازی به الزامات امنیتی و عملکرد سخت گیرانه ندارند. از سوی دیگر،  نرم افزارهای Enterprise  معمولا معماری نرم افزاری پیچیده سفارشی سازی شده دارند و به دلیل تمرکز بر روی وظایف سازمانی شرکت و نیاز به حفاظت از امنیت سایبری، نیاز به تلاش بیشتری برای توسعه و هزینه های بالاتری دارند.

 

مدیر پروژه نرم افزار

مدیر پروژه نرم افزار

مدیر پروژه نرم‌ افزاری(sofrware progect manager)، رهبری یک تیم از توسعه‌ دهندگان نرم‌ افزار را بر عهده دارد و تضمین می ‌کند که پروژه‌ های نرم‌ افزاری به موقع، با رعایت بودجه و با رضایت ذینفعان به پایان می ‌رسند. وظایف مدیر پروژه برنامه ‌ریزی، اجرا و بسته‌ بندی پروژه، ارتباط با ذینفعان، از جمله مشتریان، مدیریت و اعضای تیم است تا اطمینان حاصل شود همه با هم هماهنگ هستند. مدیر پروژه نرم افزار باید مهارت ‌های رهبری قوی داشته باشد، توانایی مدیریت اولویت‌ ها را داشته باشد و درک عمیقی از روشها و ابزارهای توسعه نرم‌ افزار داشته باشد.  به طور کلی، نقش مدیر پروژه برای تضمین موفقیت پروژه ‌های نرم‌ افزاری بسیار حیاتی است.

وظایف مدیر پروژه نرم افزار

مهمترین وظایف مدیر پروژه در صنایع مختلف عبارتند است از : آغاز پروژه، برنامه ‌ریزی، اجرا، نظارت و پایان. این مسئولیت‌ ها در یکی از مقالات منتشر شده توسط PMI به عنوان “چرخه عمر پنج مرحله ‌ای تحویل پروژه” نام‌ گذاری شده ‌اند.
به طور کلی مدیران پروژه نقش کلیدی در موفقیت و کیفیت پروژه توسعه نرم‌ افزار دارند. آن ها از آغاز تا پایان، بر موفقیت و کیفیت پروژه نظارت می‌ کنند، پیشرفت پروژه را مدیریت می‌ کنند، با نهادها ارتباط برقرار می‌ کنند، ریسک‌ ها را مدیریت می‌ کنند و کیفیت را تضمین می کنند. به عنوان پلی بین تیم‌ های فنی و نهادها، جریان اطلاعات را مدیریت می‌ کنند، به تغییرات پاسخ می‌ دهند و انتظارات مشتری را برآورده می‌ کنند.

نقش ها و مسئولیت های مدیر پروژه

لیست کامل نقش ‌ها و مسئولیت ‌های مدیر پروژه نرم افزار به شرح زیر است:

  1. چگونگی تأثیر نهادها (ذینفعان) بر پروژه را مشخص می کند.
  2. تعیین ترکیب تیم و توافق با مشتری در این زمینه.
  3. برنامه‌ ریزی و ایجاد استراتژی ارتباطی پروژه.
  4. مدیریت اجرای پروژه.
  5. بررسی منظم پیشرفت کاری تیم طبق برنامه و طرح از پیش تعریف ‌شده.
  6. نظارت بر پیشرفت پروژه.
  7. انجام اقدامات لازم در صورت بروز مشکل.
  8. ارائه گزارش‌ ها و اسناد منظم.
  9. پیگیری عملکرد مهندسان.
  10. مدیریت تخصیص منابع.
  11. مدیریت ریسک‌ های پروژه.
  12. استفاده و اجرای استراتژی و استانداردهای QA.

نقش مدیر پروژه در توسعه نرم‌ افزار

نقش مدیر پروژه نرم افزار در مدیریت پروژه‌ های سنتی و چابک ، ممکن است متفاوت باشد.

مدیر پروژه‌ی سنتی، به عنوان فردی منصوب از طرف سازمان مجری پروژه، مسئولیت تحقق اهداف پروژه را بر عهده دارد. این نوع مدیریت پروژه شامل مجموعه‌ای از تکنیک‌های توسعه‌ یافته برای برنامه ‌ریزی، تخمین زمان و کنترل فعالیت‌ها می باشد.

در مقابل، مدیر پروژه‌ ی چابک نیز مسئولیت‌های دیگری را بر عهده دارد. علاوه بر تکمیل کارهای تعریف‌ شده در دامنه‌ ی پروژه، باید با تیم های غیر تولیدی ارتباط برقرار کند و روابط با مشتری/ تامین‌ کننده را مدیریت کند که شامل ارتباط با تیم‌ های مالی، منابع انسانی، بازاریابی و سایر تیم‌ های مرتبط با پروژه می‌ شود.

به طور خلاصه، مدیر پروژه ‌ی سنتی مسئولیت تحقق اهداف پروژه را بر عهده دارد، در حالی که مدیر پروژه‌ی چابک علاوه بر تحقق اهداف ، وظایف ارتباطی و مدیریت روابط را نیز به عهده دارد.

مدیران پروژه معمولاً در فعالیت‌های زیر شرکت می‌ کنند: شناسایی نهادهای مرتبط با پروژه، تعریف دامنه پروژه، تعیین اهداف و مراحل برای دستیابی به اهداف، نظارت و بازبینی دامنه پروژه و غیره.

 اگرچه این وظایف برای هر پروژه توسعه نرم‌ افزار متداول است، اما ممکن است برخی از وظایف در پروژه‌های مختلف تفاوت هایی داشته باشند. به همین دلیل، قبل از شروع  هر پروژه جدید باید نقش‌ها و مسئولیت‌های مدیر پروژه تعریف شود و بر انجام آن ها توافق شود.

انتظارات توسعه‌ دهندگان از مدیر پروژه نرم افزاری

مدیر پروژه دارای مجموعه ‌ای از مهارت‌ ها است، که برخی مهارت‌ ها برای توسعه ‌دهندگان مهم هستند و برخی دیگر برای مشتریان.
بسیاری اوقات، مدیران پروژه و توسعه ‌دهندگان با یکدیگر هم‌ نظر نیستند، زیرا هر دو طرف انتظارات متفاوتی دارند. به عنوان مثال، یک مدیر پروژه برای ارائه نتایج به موقع فشار می‌ آورد، در حالی که مهندسان به دلیل درخواست‌های تغییرات اخیر، نیاز به زمان بیشتری برای توسعه دارند. مدیر پروژه و مشتری، هر دو باید به‌ وضوح درک کنند که توسعه ‌دهندگان چه انتظاراتی از شخص مسئول مدیریت دارند.

در ادامه، نکات حیاتی را باید در نظر داشت:

  1. مدیر پروژه باید اطمینان حاصل کند که توسعه‌ دهندگان، دامنه و نیازمندی‌ های پروژه را به ‌خوبی درک کرده اند.
  2. توسعه ‌دهندگان باید از تمامی تغییرات پروژه مرتبط با دامنه، زمان ‌بندی، تیم و غیره آگاه باشند.
  3. توسعه‌ دهندگان و مشتریان هر دو باید به‌ صورت منظم گزارش‌ های وضعیت پروژه را ببینند تا بفهمند در چه مرحله ای هستند.
  4. مدیران پروژه باید مایل به برقراری ارتباط و ارائه بازخورد به توسعه دهندگان باشند.
  5. مدیران پروژه باید حوزه تخصصی پروژه را مطالعه و درک کنند تا انتظارات مشتری را به ‌طور مؤثرتری مدیریت کنند.

همانطور که می‌ بینید، توسعه‌ دهندگان نیاز به مسئولیت، همدلی و ارتباط منظم از طرف مدیران پروژه دارند. مشتریان نیز همینطور.
یک مدیر پروژه خوب باید به موقع مشتری را نسبت به پیشرفت، توسعه، ریسک ها و مسائل آن، جدول زمانی، حل تعارضات و سایر جنبه های فرآیند توسعه ، آگاه کند و در جریان امور قرار دهد.

انتظارات مشتریان از مدیر پروژه

مدیر پروژه به مشتریان کمک می ‌کند تا جزئیات پروژه را درک کنند، در صورت نیاز اصطلاحات فنی را توضیح می‌ دهد، نحوه پیشرفت پروژه را شرح می‌ دهد و بسیاری از وظایف دیگر را انجام می‌ دهد. با این حال، بسیاری از مشتریان لیست نقش‌ ها و مسئولیت‌ های مدیر پروژه را به شکل متفاوتی تصور می ‌کنند. بنابراین، آگاهی نسبت به انتظارات مشتریان از مدیر پروژه، برای ادامه ارتباط بسیار حیاتی است. به عنوان مثال، در زیر چند مورد از انتظارات مشتریان از مدیران پروژه آمده است:

  1. مدیران پروژه باید به اندازه کافی به سوالات مشتریان پاسخ دهند.
  2. مشتریان می‌ خواهند از پیشرفت پروژه باخبر شوند، بنابراین به جلسات و گزارش‌ های منظم نیاز دارند.
  3. مدیران پروژه باید پلی بین مشتری و تیم مهندسان باشند و دیدگاه و انتظارات مشتری را به تیم منتقل کنند.

ویژگی های مدیر پروژه نرم افزار

مهارت های مدیر پروزه

اگر قصد استخدام یک مدیر پروژه را دارید، حتماً باید درک کنید که یک مدیر پروژه خوب برای شما، تیم شما و ذینفعان پروژه به چه معناست.
به گفته Deborah Bigelow ، برخی از بهترین ویژگی های مدیر پروژه نرم افزار  عبارتند از:

  • دیدگاه صریح و واقع بینانه
  • تفکر استراتژیک ، انضباط کاری و توانایی اتمام صحیح کار
  • مهارت‌های ارتباطی عالی و موثر
  • مهارت حل مساله و تمایل به مقابله با چالش‌ها
  • مهارت های سازمانی و تشکیل تیم
  • انعطاف پذیری و توجه به مسائل مطرح شده از طرف تیم
  • الهام بخش و رهبری درست تیم با ایجاد یک محیط مثبت

به عبارت دیگر، ویژگی های مدیر پروژه نرم افزاری موفق، فقط در مورد مدیریت پیشرفت پروژه، انجام دیدگاه ها در Jira و درک آرتیفکت‌های اجایل نیست. در واقع، یک مدیر پروژه خوب باید توانایی‌ های دیگری  مانند رهبری و انگیزش تیم را داشته باشد. این رهبری شامل تسهیل ارتباط با ذینفعان و تیم‌ ها، تخصیص منابع کافی بر اساس نیازهای پروژه، پیگیری پیشرفت پروژه و اطمینان از کیفیت و تکمیل به موقع پروژه می ‌شود.

اما چگونه می‌ توان فهمید که مدیر پروژه چنین خصوصیاتی را دارد؟
بعضی از شرکت ‌ها پرسش‌ های غیر رسمی از ذینفعان کلیدی پروژه مانند مدیر مهندسی یا مدیر تحویل پروژه می پرسند. بر اساس پاسخ‌ها، ارزیابی می کنند که آیا مدیر پروژه‌ در ایجاد روابط سالم و محیط کاری مثبت مهارت دارد یا خیر.

داشتن یک مدیر پروژه برای تیم شما به این معناست که :

  • همیشه مطمئن هستید که در صورت بروز هر مشکلی با چه کسی تماس بگیرید.
  • دقیقاً می ‌دانید که چه کسانی مسئول اجرای کد نویسی، تست، استقرار و غیره هستند.
  • زمان بندی کار پروژه را دریافت کرده و آن را با پیشرفت واقعی مقایسه می‌ کنید.
  • وقت خود را برای کنترل توسعه دهندگان، سنجش عملکرد ، سرعت و کیفیت تلف نمی کنید.

برای همه ی این موارد، شما یک فرد قابل اعتماد دارید که مسئول تمام نتایج پروژه است – یک مدیر پروژه اختصاصی.

 چالش های توسه نرم افزار بدون مدیر پروژه

تصمیم گیری در مورد استخدام یک مدیر پروژه به مشتری بستگی دارد. با این حال، مشتری باید از چالش ‌هایی که ممکن است پیش آید، آگاه باشد:

عدم پشتیبانی مدیریتی مهندسان

اکنون مشتری باید وقت خود را صرف مطالعه CI/CD کند و یا حتی اصطلاحات خاصی که معمولاً توسط توسعه ‌دهندگان استفاده می ‌شود را یاد بگیرد.

گسترش دامنه پروژه

هنگامی که یک پروژه رشد می ‌کند، به یک کابوس به نام «گسترش دامنه» تبدیل می ‌شود. آیا مشتری می تواند تغییرات درخواستی خود را کنترل کند و مرزهای دامنه را حفظ کند؟ برای حفظ نیازهای پروژه به صورت واضح و پیوسته، باید به ‌صورت منظم نیازهای پروژه بازبینی شود.

انتخاب فناوری نادرست

 اگر یک معمار راه‌ حل/نرم‌ افزار دارید که می‌ تواند شما را در انتخاب یک مجموعه فناوری راهنمایی کند، عالی است. با این حال، ممکن است به طور فوری نیاز به تصمیم ‌گیری در مورد انتخاب فناوری داشته باشید. انتخاب فناوری اشتباه ممکن است هزینه ‌های زیادی برای سازمان شما داشته باشد.

فهرست چالش ‌ها بی‌ پایان است. موارد فوق تنها مهمترین‌ چالش ها هستند. استخدام توسعه ‌دهندگان بدون مدیر پروژه، سرمایه مشتری را حفظ نمی کند. در واقع، اگر مشتری پروژه را رهبری کند، ممکن است مرتکب اشتباه های زیادی شود. علاوه بر این، مدیریت پروژه نیاز به وقت زیادی دارد که می‌تواند بهتر صرف شود.

توصیه‌ هایی برای استخدام مدیر پروژه 

 اگر موفقیت پروژه شما به یک مدیر پروژه وابسته است، بیشتر به چه چیزهایی در انتخاب یک شخص برای مدیریت مهندسان توجه می‌ کنید؟

 در اینجا چند توصیه برای استخدام یک مدیر پروژه خوب داریم:

  1. تجربه تخصص مرتبط با پروژه‌ مورد نظر را داشته باشند.
  2. تجربه مدیریت تیم را داشته باشند.
  3. نسبت به وظایف و مسئولیت‌ های هم ‌تیمی ‌ها دانش کافی داشته باشد و اصطلاحات فنی اصلی را درک کند.
  4. به طور منظم مستندات پروژه مانند گزارش‌ ها و نمودارها را تهیه کند.

پس، چه گزینه‌ای بهتر است : تیمی که توسط اعضای خود تیم، سازماندهی شده است یا تیمی که توسط یک مدیر حرفه ‌ای مدیریت می ‌شود؟ انتخاب بر عهده شماست. ما همیشه توصیه می‌ کنیم که یک مدیر پروژه استخدام کنید تا از هرج و مرج جلوگیری شود و کارها را با موفقیت به پایان برسانید.

 

سوالات متداول

مدیریت پروژه در توسعه نرم افزار یعنی چه؟

در توسعه نرم‌ افزار، مدیریت پروژه به فرآیند استفاده از مجموعه ‌ای خاص از ابزارها، دانش ها و تکنیک ‌ها برای کنترل اجرای پروژه‌ های فناوری اطلاعات اشاره دارد. هدف اصلی از انجام این فعالیت‌ ها، به‌ دست آوردن نتایج موفق و ارزشمند از طریق توسعه یک محصول نرم‌ افزاری با فناوری قدرتمند است. این فرآیند با همکاری  متخصصان زیادی انجام می ‌شود، از جمله مدیران پروژه، مهندسان و معماران نرم ‌افزار، مهندسان تضمین کیفیت، طراحان، تحلیل ‌گران و افراد دیگر. گاهی تیم‌ها نیاز به مشارکت کارشناسان صنایع دارند که در مورد جزئیات یک حوزه خاص اطلاعات زیادی دارند. به عنوان مثال، زمانی که پروژه ‌ای مرتبط با بانکداری توسعه می ‌دهیم، تیم می ‌تواند با کارشناسان بانکداری مشاوره همکاری کند.

نقش مدیر پروژه نرم افزار چیست؟

مدیر پروژه یکی از نقش های مهم در صنعت فناوری اطلاعات است زیرا مدیر پروژه، کل فرآیند را از ابتدا تا انتها هماهنگ می کند. مدیر پروژه نقش فعالی در مذاکره با تمام ذینفعان، برقراری ارتباط  نیازمندی ها با همه اعضای تیم و سازماندهی و نظارت بر روند توسعه دارد. بسته به روش مدیریت پروژه، سطح مسئولیت ها ممکن است متفاوت باشد. در برخی موارد، مدیر پروژه مسئول صدور صورت صورتحساب، گزارش و حل و فصل درگیری ها نیز است.

به طور خلاصه، مدیر پروژه نقش کلیدی در موفقیت پروژه‌ های نرم‌ افزاری دارد و تاثیر مستقیمی بر روی نتیجه نهایی پروژه دارد.

همچنین می توانید با نقش و مسئولیت های معمار راه حل  بیشتر آشنا شوید:

چه کسی معمار راه حل است: نقش و مسئولیت‌ ها 

نرم افزار سازمانی چیست؟

نرم افزار سازمانی چیست؟

نرم افزار سازمانی (Enterprise Software) یک نوع نرم افزار است که برای استفاده در سازمان‌ها و شرکت‌ها طراحی شده است. نرم افزار سازمانی معمولاً امکانات و قابلیت‌هایی دارد که بتواند نیازهای ویژه‌ای که در یک سازمان وجود دارد، را برطرف کند. به عنوان مثال، یک نرم افزار سازمانی می‌تواند برای مدیریت منابع انسانی، حسابداری، مدیریت پروژه، مدیریت انبار و غیره طراحی شده باشد. نرم افزار Enterprise اغلب از سیستم های پایگاه داده برای ذخیره داده ها استفاده می کند و معمولاً قابلیت اتصال به سایر سیستم ها و نرم افزار ها نیز دارد.

 نرم ‌افزار سازمانی به طور عمده توسط مؤسسات بزرگ، سازمان ‌های دولتی یا شرکت ‌ها استفاده می ‌شود تا به آن‌ ها در پیگیری و مدیریت بهینه اطلاعات متعددی که شرکت ها جمع‌ آوری می کند، کمک کند. نرم افزار سازمانی ستون اصلی گردش کار و تجربیات دیجیتالی است که توسط انواع کسب و کارها مدیریت و ارائه می شود.. این نوع نرم ‌افزار با نرم‌ افزارهای سنتی برای استفاده عمومی تفاوت دارد زیرا برای برآورده کردن نیازهای خاص یک سازمان طراحی شده است و نه یک راه‌ حل ‌مناسب همه. توسعه نرم‌ افزار شرکتی یک رویکرد چند رشته‌ ای به فرآیند توسعه نرم‌ افزار است که باید عملیات‌ های کسب‌ و کاری حیاتی را پشتیبانی کند. توسعه نرم‌ افزار شرکتی شامل ایجاد راهکارهایی برای جریان‌ های کاری شرکتی و تسهیل برنامه‌ ریزی منابع (ERP)، نرم‌ افزار مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، نرم‌ افزار حسابداری و نرم‌ افزار زنجیره تأمین/حمل‌ و نقل است.

چرا به نرم افزار سازمانی نیاز داریم؟

ما از نرم افزار سازمانی برای تکمیل بسیاری از مشاغل استفاده می کنیم. از روش های ساده ارتباطات و به اشتراک گذاری فایل تا مدیریت و تعیین وظایف روزانه. تمام این کارها یک هدف مشترک دارند: ارائه، پشتیبانی و بهینه سازی جریان کاری در هر سازمانی که نیاز به همکاری موثر بین کارکنان دارد.در زیر برخی از مهمترین مزایای استفاده از نرم افزار سازمانی را آورده ایم:

  1. افزایش بهره وری: استفاده از نرم افزار سازمانی باعث بهبود فرایندها و در نتیجه افزایش بهره وری کارکنان در سازمان می‌شود.
  2. افزایش کیفیت خدمات: استفاده از نرم افزار سازمانی باعث بهبود کیفیت خدمات ارائه شده توسط سازمان به مشتریان می شود و در نتیجه رضایت مشتریان افزایش پیدا می کند.
  3. بهبود ارتباطات: نرم افزار سازمانی ارتباطات داخلی و خارجی سازمان را بهبود می دهد و تبادل اطلاعات را سریعتر و کارآمدتر می کند.
  4. کاهش خطاها: استفاده از اتوماسیون ها در نرم افزار سازمانی منجر به کاهش خطاها و اشتباهات انسانی در فرایندهای مختلف سازمان می‌ شود.
  5. افزایش شفافیت: نرم افزار سازمانی اطلاعات بیشتری را در دسترس کارکنان قرار می دهد و در نتیجه شفافیت را افزایش داده و باعث بهبود تصمیم‌ گیری‌ ها و افزایش عملکرد سازمان شود .
  6. افزایش امنیت: نرم افزار سازمانی می‌تواند  امنیت اطلاعات را بهبود بخشد و از دسترسی غیرمجاز به داده ها و اطلاعات حساس جلوگیری کند.
  7. افزایش انعطاف‌ پذیری: به کمک نرم افزار سازمانی سازمان ها به شرایط و تغییرات مختلف سریعا و به راحتی پاسخ می دهند و در نتیجه سازمان ها از انعطاف‌ پذیری بالایی خواهند داشت.
مزایای نرم افزار سازمانی

انواع نرم افزار سازمانی

نرم افزارهای سازمانی می توانند بر اساس نیازها و وظایف مختلف سازمان‌ها، به انواع مختلف تقسیم بندی شوند. در اینجا پنج مورد از پرکاربردترین نرم افزار های سازمانی را بررسی می کنیم.

۱.نرم افزار مدیریت پروژه و وظایف(Project management and tasking )

نظارت بر عملکرد جریان کار و پیگیری نتایج فردی در سطح کارمندان، دپارتمان ها و شعبه ها، یک کار فوق العاده سخت و پر مسئولیت است. به دست آوردن تصویر کلی و تجزیه و تحلیل تمام جنبه های سازمانی ، بدون ابزار مناسب غیر ممکن است. راهکارهای تخصصی مدیریت پروژه و وظایف، تمام کارهای روتین مدیریتی را متمرکز می کنند، وظایف را به بخش های مختلف تقسیم می کنند و به صورت خودکار تمام کارهایی که باید انجام شود، در حال انجام است و انجام شده است را ثبت می کنند. اینگونه راه کارها معمولاً دارای ویژگی های پیگیری و گزارش دهی هستند که وظایف مدیر پروژه را بسیار آسان تر می کند. برخی از نمونه های متداول برجسته که استفاده شده اند عبارتند از:

 Zoho Projects:  یک پلت فرم آزموده شده با ده ها ابزار مدیریت و آنالیز عملکرد برای بهینه سازی وظایف، که در یک مکان جمع آوری شده اند، بخشی از یک سیستم Zoho CRM بزرگتر.

Trello : یک سیستم مدیریت پروژه راحت با رابط کاربری آسان که بر اساس صفحه های قابل مشاهده ساخته شده است.

Teamwork : یک پلتفرم برای برنامه ریزی و مدیریت وظایف با قابلیت کشیدن و رها کردن بدون هیچ زحمتی.

۲.نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری(Customer Relationships Management  CRM)

نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری، اطلاعات مشتری را در یک مکان ذخیره می‌کنند و به شما اجازه می‌دهند تا با مشتریان خود در تماس باشید، خرید و فروش متقابل را انجام دهید و به دنبال فرصت‌های بازاریابی باشید.

این نرم افزار Enterprise در واقع یک لیست تماس همه جانبه است که بسیاری از تعاملات مشتری را به صورت خودکار انجام می دهد، که در غیر این صورت یک متخصص انسانی باید به صورت دستی انجام دهد و در نتیجه در یک روال غیر ضروری غرق می شود و عملکرد ضعیفی خواهد داشت. برخی از پرکاربردترین راهکارهای CRM امروزه عبارتند از:

Salesforce : یک CRM بسیار محبوب که فرصت های پیشرفته ای مانند اتصال ذخیره سازی ابری را ارائه می دهد و به طور مداوم قابلیت های خود را گسترش می دهد.

Oracle : یکی از پایگاه داده های مدیریت شده پیشرفته است که جمع آوری ، پیگیری و مدیریت داده ها را برای انواع سازمان ها، در هر اندازه ای، ساده می کند.

Zoho : یک پلت فرم CRM گسترده که به کسب و کارها کمک می کند تا با استفاده از ابزارها و فرصت های ارائه شده ، در جریان کارهای خود به طور موثر مقیاس پذیر شوند.

۳.نرم افزار برنامه ریزی منابع سازمانی( Enterprise Resource (Planning (ERP)

نرم افزارهای برنامه ریزی منابع سازمانی به شرکت ها کمک می کنند تا تمام موارد داخلی مورد نیاز برای اجرا و مدیریت را به هم متصل و همگرا کنند. این موارد ممکن است شامل حسابداری، مدیریت زنجیره تامین، پذیرش ریسک، تدارکات، موجودی و غیره باشد.

ERPها معمولاً با سیستم های CRM بزرگتر و داشبوردهای مدیریتی یکپارچه شده اند تا جریان کاری جامع و شفاف را در داخل و خارج از شرکت به دست آورند.

بهترین نمونه های ERP در بازار امروز عبارتند از:

SAP : یک پلت فرم ERP پیچیده با تجزیه و تحلیل های عمیق و هوشمندانه که از طریق ابزارهای مختلف و قابلیت های پیشرفته ارائه می شود.

Oracle NetSuite: مجموعه ای از  ابزارها برای مدیریت داخلی شرکت که توسط Oracle  ارائه شده است.

 Sage Business Cloud: یک سیستم برجسته که به یک محیط ابری اختصاصی و قابل تنظیم برای مشتری متصل است.

۴.نرم افزار هوش تجاری (Business Intelligence (BI) )

سیستم‌ های هوش تجاری، بر روی جمع ‌آوری و تحلیل داده‌ ها به صورت جداگانه تمرکز دارند و درک عمیقی از تمام داده های کسب و کار و بینش های تحلیلی ارائه می دهند که به سازمان ها کمک می کند تصمیم ‌گیری ‌های کارآمد تری بگیرند. و به درستی داده ها، با ارزشترین منبع برای هر نوع کسب و کاری در دنیای امروز هستند.

برخی از نمونه‌های معروف بازار شامل محصولات نرم افزاری زیر است:

Microsoft Power BI : این ابزار دسکتاپ، با قابلیت ‌های گسترده برای تجسم و تحلیل داده‌ ها، شناخته شده و محبوب است.

Domo : یک مجموعه ابری از داشبوردها و ابزارها برای تحلیل داده ‌ها است.

MicroStrategy : یک پلتفرم هوش تجاری برای شرکت‌ های بزرگ است که در همه صنایع به خوبی عمل می‌ کند و جریان کارها را دیجیتالی می ‌کند.

۵. نرم افزار اتوماسیون بازاریابی

نهایتاً، بازاریابی، که یک محرک ضروری برای هر کسب و کار است و از تمام جنبه های مدیریت داخلی، ارتباطات و تعاملات پیروی می کند. همگام شدن با سرعت بازار امروزی، بدون خودکارسازی روال های بازاریابی غیر ممکن است. ابزارهای اتوماسیون بازاریابی به بهبود وظایف از جمع آوری داده ها و ارسال ایمیل خبرنامه بازاریابی تا هماهنگی فروش، تجزیه و تحلیل نرخ تبدیل و گزارش دهی کمک می کنند.

در ادامه بهترین راهکارهای اتوماسیون بازاریابی که امروزه در دسترس هستند عبارتند از:

Marketo : فرصت های گسترده ای برای افزایش فروش از طریق مدیریت کمپین ایمیل و غیره ارائه می دهد.

Hubspot : یک ابزار اثبات شده برای ایجاد کمپین های بازاریابی خودکار کارآمد.

Pardot : یک ابزار بازاریابی است که از تولید سریع سرنخ تا جذب حساب های ابری سفارشی، مجموعه گستره ای از فرصت های بازاریابی را فراهم می کند.

تیم و ابزار توسعه نرم افزار سازمانی

چرخه توسعه نرم افزار سازمانی کاری زمانبر است. برای انجام آن، ابزار مناسب، تخصص لازم برای استفاده از آنها و رویکرد مرحله ای لازم است. مراحل اساسی و ضروری توسعه،  ممکن است در پروژه های مختلف متفاوت باشد، اما مراحل مقدماتی و نیازهای مربوط به هر مرحله برای ساخت بنیاد محصول دیجیتالی قوی، یکسان است. بیایید به هر یک از آنها نگاهی بیندازیم. اما قبل از آن، بیایید نقش های اصلی پروژه را که باید در فرآیند توسعه مشارکت داشته باشند، بررسی کنیم.

 تیم

مدیر پروژه : کسی که باید پروژه را طبق زمانبندی پیش ببرد، نقاط عطف و تحویل ها را مدیریت کند و پیشرفت توسعه را هماهنگ کند.

تحلیلگر کسب و کار : یک متخصص که به شناسایی جنبه های اصلی کسب و کار که باید مورد توجه قرار گیرد کمک می کند، نیازها و اهداف را به ویژگی ها تبدیل می کند و هوش تجاری را سازماندهی می کند.

معمار سیستم : یک متخصص با دانش عمیق از ساختارهای دیجیتالی برای طراحی معماری و زیرساخت محصول و نظارت بر امکانات یکپارچه سازی.

طراحان UI/UX  : طراحانی که مسئول تحقیق، ایجاد و پیاده سازی جنبه های اصلی نرم افزار یعنی طراحی نرم افزار سازمانی، رابط کاربری و تجربه کاربری هستند .

توسعه دهندگان سازمانی  Backend و Frontend : مهندسان نرم افزاری که در حال توسعه ساختارهای کد داخلی (backend)  و قابلیت های رابط کاربری(Frontend) هستند.

مهندسان QA : متخصصان تضمین کیفیت از طریق آزمایش ها و اشکال زدایی  وظایف مختلف، اطمینان حاصل می کنند که معماری طراحی شده و توسعه یافته ، بدون خطا و با یکپارچگی قابل اجرا است.

مهندس DevOps : یک متخصص DevOps  اختصاصی که فرآیند واقعی اجرای وظایف توسعه را هماهنگ می کند و شکاف بین مدیریت و تیم تولید فنی را پر می کند.

همچنین، مهندسان نرم افزار Enterprise به ابزارهای مناسب برای اجرای مراحل پروژه و ساخت راهکار نیاز دارند که tech stack پروژه را شکل می دهد. برای انتخاب tech stack “استانداردهای طلایی” وجود دارد که انتخاب شما را آسان تر می کنند.

tech stack اصلی

Database 

MongoDB

Frontend

HTML/CSS برای نشانه گذاری و طراحی ظاهر

JavaScript برای اسکریپت نویسی

Angular.js یا  React به عنوان یک فریم ورک وب

 

 Backend

Express به عنوان یک چارچوب وب

Node.js به عنوان یک محیط اجرایی

tech stack جایگزین

Database 

MongoDB

Front-end

HTML/CSS

JavaScript

React

Backend

Express

Node.js

این ها tech stack های متداول و مشابهی هستند که از نظر هسته اصلی تکنولوژی فریم ورک وب با هم متفاوت هستند. یکی Angular.js دارد و دیگری  React. این تفاوت کوچک می تواند به یک توسعه دهنده نرم افزار Enterprise کمک کند تا در شرایط مختلف، سبک های متفاوتی از چرخه توسعه را داشته باشد. متخصصین پس از شناخت جزئیات پروژه، انتخاب نهایی را انجام می دهند. این tech stack اولیه و پایه باید کافی باشد. البته، تعدادی از ابزارهای دیگر نیز لازم خواهد بود، اما ابزار های دیگر به طور خاص، توسط فرمت برنامه و متخصصانی که با آن کار می کنند، تعیین می شود.

مراحل توسعه نرم افزار سازمانی

حالا بیایید فرآیند توسعه نرم افزار سازمانی را مرور کنیم.

مراحل توسعه نرم افزار سازمانی

 مرحله ۱: فاز کشف

 در ابتدا، اهداف و نیازهای اساسی سازمانی بررسی و آنالیز می شوند، نیازمندی ها جمع آوری و ساختاردهی می شوند (همه ذینفعان باید در این مرحله درگیر باشند)، و تصویر کلی از پروژه تدوین می شود. مدیر پروژه (PM) و تحلیلگر کسب و کار (BA) متخصصانی هستند که بیشترین کار را در این مرحله انجام می دهند.

مرحله ۲: برآورد و برنامه ریزی

در این مرحله، تیم نقشه راه پروژه را شرح می دهد، که شامل همه اهداف، موعد نهایی تحویل، دامنه بودجه و وظایف، و جنبه های دیگر است. در این مرحله، مدیر پروژه (PM)، تحلیلگر کسب و کار (BA) و مالک پروژه (و یا ذینفعان) همچنان با هم همکاری می کنند و محیط بازار، راهکارهای رقابتی، و جنبه های زیربنایی پروژه را بررسی می کنند. این تلاش ها اغلب منجر به نسخه اولیه MVP محصول آینده می شوند. (MVP مخفف Minimum Viable Product به معنای «حداقل محصول قابل پذیرش» است.)

مرحله ۳: طراحی نرم افزار سازمانی

بر اساس نقشه راه و طرح کلی جمع آوری شده، معمار سیستم شروع به ایجاد معماری نرم افزار می کند. در این مرحله، در نظر گرفتن دیدگاه کاربر نهایی اصلی ترین دستورالعمل است؛ زیرا این راه نهایی برای دستیابی به برنامه قابل استفاده است. نمونه سازی اولیه معمولاً کمک می کند تا این کار انجام شود.

مرحله ۴: توسعه

پیچیده ترین بخش فنی زمانی است که توسعه دهندگان ویژگی‌ ها و عناصری را که باعث می ‌شوند نرم‌ افزار کار کند و اجرایی شود، به ساختار اولیه نرم ‌افزار یعنی معماری نرم افزار، اضافه می ‌کنند.  یک توسعه دهنده backend اولین نفری است که به ارائه و پیاده سازی عملکرد داخلی، از جمله منطق قابلیت استفاده، API ها، پایگاه داده ها، عملکرد سرور و سایر بخش های اساسی می پردازد. علاوه بر این، توسعه دهنده frontend ویژگی هایی را که کاربران پس از اتمام محصول به آن دسترسی خواهند داشت، ایجاد می کند. معمولاً، توسعه دهندگان frontend  از ترکیب HTML / CSS  و JavaScript  برای ادغام طراحی گرافیکی و رابط کاربری استفاده می کنند.

مرحله ۵: تست

 این مرحله ای است که متخصصین تضمین کیفیت وارد بازی می شوند و تست های عملکردی، بارگذاری، واحد، کارایی، امنیت و سازگاری را اجرا می کنند. این بخش جدایی ناپذیر پروژه توسعه است. مهندسان محصول را بهبود می بخشند و آن را برای انتشار نهایی آماده می کنند. برای اطمینان از اینکه همه چیز دقیقا درست عمل می کند، اصلاح باگ ها و تست ترکیبی خودکار و دستی ، به طور مکرر انجام می شود.

مراحل بعدی: استقرار، راه اندازی، و پشتیبانی

استقرار مناسب محصول هم بسیار مهم است. اگر محصول یک برنامه موبایلی است، آن را در بازار متناسب آپلود کنید. اگر محصول یک راهکار تحت وب است، باید برای اجرا در مرورگرهای مختلف تنظیم شود. پس از راه اندازی محصول، پشتیبانی بیشتری برای بهبود محصول بر اساس CX و بازخورد لازم است.

 

هزینه توسعه سیستم های سازمانی چقدر است؟

هزینه نهایی توسعه، دشوارترین سوالی است که می توان جواب آن را به طور دقیق مشخص کرد. هزینه نهایی به عوامل و جزئیات اساسی زیادی بستگی دارد، از جمله حوزه کاری، پیچیدگی معماری، وجود ویژگی های پیشرفته، تکنولوژی، اندازه تیم، و غیره. شرایط همکاری با یک تیم توسعه استخدام شده را، به شرایط فوق اضافه کنید و شما یک تخمین تقریبی خواهید داشت.

فرآیند توسعه ممکن است پس از شروع پروژه تغییر کند و شکل های مختلفی به خود بگیرد، که این باعث می شود بودجه بندی بسیار دشوارتر شود. بنابراین، به جای اینکه به شما تخمین آماری تقریبی ۷۵،۰۰۰-۷۵۰،۰۰۰ دلار بدهیم، توصیه می کنیم با یک آژانس حرفه ای برای مشاوره و تخمین تقریبی بر اساس برخی از ایده های خاص و طرح کلی پروژه تماس بگیرید.

در این باره بیشتر بدانید:

توسعه نرم افزار: ERP چگونه یک راهکار سفارشی بسازیم

تخصص ما در توسعه نرم افزار سازمانی

ما پروژه های مختلفی با فرمت ها، پیچیدگی ها، و کاربرد های مختلف برای استارتاپ ها، SME ها، و کسب و کارهای بزرگ، امکانات، و سازمان های مختلف در صنایع و رشته های مختلف ارائه می دهیم. ما می توانیم به شما در انجام وظایف زیر کمک کنیم:

  • تفصیل ایده راهکار سازمانی خود
  • توصیه یک مهندس نرم افزار سازمانی برتر
  • مشاوره شما در مورد جنبه های اصلی راه کار آینده
  • شما را در جهت بروزترین و بالاترین بازده راهنمایی کنیم
  • کمک به طرح بودجه تقریبی
  • جمع آوری نیازمندی های پروژه در طول فاز کشف
  • توسعه زیرساخت و معماری راه کار
  • کار بر روی نمونه سازی و توسعه پروژه
  • انجام بسیاری از کارهای توسعه سفارشی دیگر مانند ادغام سیستم، نوسازی، بهینه سازی، و غیره

ما خوشحال خواهیم شد که در هر زمانی در مورد پروژه آینده شما بحث کنیم.

خلاصه

توسعه و راه اندازی یک سیستم نرم افزاری جدید برای یک سازمان بزرگ، کاری چالش برانگیز و دشوار است ، اما نتیجه آن یک گردش کار سفارشی و کارآمد است که کارها را آسان تر و راحت تر می کند .یک سیستم سفارشی بازتاب دیجیتالی آن سازمان است : فلسفه گردش کار ، ویژگی های برند و سبک همکاری آن سازمان.

مساله دیگری که خوب است به آن توجه کنید این است که چنین سیستم هایی همیشه مورد تقاضا هستند. فقط مطمئن شوید که متخصصان با تجربه در ایجاد سیستم های نرم افزاری سازمانی مشارکت داشته باشند.

سوالات متداول

توسعه نرم افزار سازمانی چیست؟

توسعه نرم افزار سازمانی امکان ایجاد ابزارها، برنامه ها و سیستم هایی را فراهم می کند که به نیازهای یک سازمان اختصاص یافته اند. این نرم افزارها کمک می کند تا گردش کارها دیجیتالی شوند، در نتیجه باعث تسهیل بسیاری از کارها می شود و فواید دیگری مانند ارتباط متمرکز، همکاری خودکار، مدیریت ، نظارت و گزارش دهی راحت را به همراه دارد.

تکنولوژی توسعه نرم افزار سازمانی چیست؟

 توسعه نرم افزار سازمانی بر اساس ابزارها و زبان های توسعه رایج ، انجام می شود: از HTML / CSS  و JavaScript تا .NET ، Java و غیره. هر tech stack  ویژگی های منحصر به فردی دارد، اما همیشه به ابزارهایی برای ساخت پایگاه داده ها و API ها، طراحی طرح کلی ، توسعه معماری نرم افزار frontend و backend و تست تمام عناصر، نیاز است.

 توسعه دهنده سازمانی چه کار می کند؟

نقش مهندسان نرم افزار سازمانی طراحی، ساخت، تست و نگهداری سیستم های پیچیده ای است که برای برآورده کردن نیازهای خاص سازمان سفارشی شده اند. کار آنها شامل توسعه، یکپارچه سازی، معماری، مدیریت پایگاه داده و موارد دیگر است.

تفاوت بین توسعه نرم افزار و توسعه نرم افزار سازمانی چیست؟

توسعه نرم افزار به معنای ایجاد برنامه ها و کاربردهای کامپیوتری برای اهداف مختلف است، از استفاده فردی تا کسب و کارهای کوچک. این توسعه شامل طراحی، کدنویسی، تست و استقرار نرم افزار برای برآورده کردن نیازهای مشخصی است. از طرف دیگر، توسعه نرم افزار سازمانی بر روی ایجاد برنامه ها و سیستم هایی برای سازمان ها یا شرکت های بزرگ تمرکز دارد. تفاوت اصلی در مقیاس و پیچیدگی پروژه ها قرار دارد. توسعه نرم افزار سازمانی با راهکارهای بزرگتر و پیچیده تری سر و کار دارد که نیازمند ادغام با سیستم های موجود، مدیریت داده در مقیاس بزرگتر، اقدامات امنیتی و پایبندی دقیق به استانداردهای  صنعتی هستند.

 کدام یک از مثال ها نرم افزار سازمانی است؟

در این مقاله، ما پنج مثال بارز از سیستم های سازمانی را ذکر کردیم که شامل CRM ها، ERP ها، راهکارهای بازاریابی، هوش تجاری و مدیریت پروژه هستند.